تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
و منشيان و خوشنويسان در ظلّ رأفتش جا داشتند و به تصنيف كتب و رسائل به نام عاليه‌اش يادگارها گذاشتند . از آن جمله ميرزا محمّد سعيد اشرف مازندرانى كه سرحلقهء ملازمان آستانش بوده ، قصايد و غزل و مثنويّات متعدّد در مدح او به نظم درآورد . بيگم ممدوحه از كمال بىدماغى و عار همسرى به تزويج نپرداخت و در سنهء ثلث عشر و مائة و ألف كنج بقا را نشيمن ساخت . اين چند بيت از طبع لطيف اوست :
گرچه من ليلى اساسم ، دل چو مجنون در نواست * سر به صحرا مىزنم ، ليكن حيا زنجير پاست
* * *
بشكند دستى كه خم در گردن يارى نشد * كور به چشمى كه لذّت‌گير ديدارى نشد صد بهار آخر شد و هر گل به فرقى جا گرفت * غنچهء باغ دل ما زيب دستارى نشد

[ 236 ] [ مسمّات زايرى ايرانى ]

پسنديدهء رنگين‌طبعان ، مسمّات زايرى ، از مخدّرات ايران كه فكر رنگينش گلشن سخن را آب‌ورنگ تازه بخشيده و به گل‌هاى هميشه‌بهار معانى تراوت‌بخش ديدهء نظّارگيان گرديده ، حسن كلامش داد فصاحت داده و لطف اشعارش ابواب بلاغت گشاده . از ابكار افكار اوست :
خوردن خون دل از چشم تر آموخته‌ام * خون دل خورده‌ام و اين هنر آموخته‌ام
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 365 | محمد قدرت الله گوياموى