كار من بىتو بهجز خون جگر خوردن نيست * طرفه كارى كه به خون جگر آموختهام
شيوهء عاشقى و رسم نظربازى را * همه از مردم صاحب نظر آموختهام
ناصحا ! چند كنى منع از عشق بتان ؟ ! * من ز استاد قضا اينقدر آموختهام
زايرى ! بهر طواف حرم كوى كسى * صبحخيزى ز نسيم سحر آموختهام
[ 237 ] [ زراتشت پور بهرام پژدو ] « 1 »
زراتشت پور بهرام پژدو از گويندگان خوب سدهء هفتم هجرى است كه به آيين اجداد خويش زرتشتى معتقد بوده و آثار مهمّى از او به ما رسيده است . آثار و اشعار وى در رديف شعراى خوب زبان فارسى است و در بيشتر فرهنگها ، به خصوص فرهنگ جهانگيرى و انجمن آراء اشعار او را شاهد و مثال آوردهاند . نام خودش زرتشت و نام پدرش بهرام و نام جدّش پژدو است ؛ چنانكه خود در اين اشعار ياد مىكند :
به گيتى و به مينو دار نيكو * دل زرتشت بن بهرام پژدو
كنون زرتشت بن بهرام پژدو ! * بياور شرح و حال و قصّه برگو
* * *
كه زرتشت بهرام بن پژدوام * يكى يادگارى از آن هر دوام
هامش
( 1 ) . مطالبى كه ذيلا دربارهء زراتشت بهرام پژدو مىآيد ، از مؤلف تذكره نيست . گويا افزودهء اردشير خاضع است و با سياق متن متفاوت است .