سند حديث نمود ، و وقت مراجعت دفعهء ثانى به شاهجهانآباد عبور كرده ، اكابر آن ديار و علماى نامدار را دريافت . اكثرى مقدمش را گرامى مىداشت و صحبتش مغتنم انگاشتند .
قول ميرزا مظهر جان جانان است كه : بسيارى از مشايخين عظام و صلحاى گرام را ديدم .
بعد از يازده صدسال شخصى را كه كنايت از شيخ محمّد فاخر است ، برطبق كتاب و سنّت دريافتم و با بيشترى از ارباب فضل و كمال صحبت دست داد ؛ فأمّا قسمى كه پيش شيخ ارزان شدم ، جايى اتّفاق نيفتادى . غرض كه در وقت خود جامع فضل و كمالات و مستجمع بركات بوده ؛ و در سنهء اربع و ستّين و مائة و ألف راه آخرت پيموده . از كلام اوست :
دارم دلى كه بردم تيغ است راه او * مژگان چشم يار بود سيرگاه او
* * *
بر ميان برزده دامان ز كجا مىآيى * مرحبا گر به شكار دل ما مىآيى !
رباعى
تا پيرو چار يار اخيار نهاى * از چار اصول دين خبردار نهاى
در طبع تو اين چهار عنصر با هم * تا هست به اعتدال ، بيمار نهاى
[ 235 ] [ زيب النّساء بيگم ]
مخدّرهء فرخندهشيم ، زيب النّساء بيگم كه بنت عالمگير پادشاه ، از بطن دختر شاهنواز خان صفوى است ، در سنهء ثمان و اربعين و ألف زيببخش و سادهء هستى گشته ، به مقتضاى ذهن ذكا و طبع رسا در علوم فارسى و عربى بهرهء وافى برداشت . كلام مجيد از بر نمود . خط نستعليق و نسخ و شكسته پاكيزه و درست مىنگاشت ، و از جوهرشناسى رفاه ارباب فضل و كمال پيوسته منظور نظر فيض اثر مىداشت . بيشترى از علما و فصحا