تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
چند بيت از مثنوى محمود و اياز اوست در مناجات :
الهى بر دلم از عشق زن نيش * كه دانم دوست مىدارى دل‌ريش چنان عصيانم از اندازه شد بيش * كه نازد رحمتت بر وسعت خويش گريبان كاو ندارد چاك بيداد * به قربان سه‌تا چاك كفن باد سر بىعشق را بايد بريدن * به دوش اين بار را نتوان كشيدن
در سراپاى معشوق گويد :
چو چشم از ناتوانى باز مىكرد * نگاهش تكيه‌ها بر ناز مىكرد نزاكت بستهء موى ميانش * عدم گم‌گشتهء راه دهانش لبى چون غنچه لبريز تبسّم * دهانى راه خنديدن در او گم لب او گر نمىشد خنده‌آلود * ملامت تا قيامت بىنمك بود

[ 232 ] [ امير زنده‌دل ساوى ]

وارسته از آلايش آب و گل ، امير زنده‌دل ، كه اصلش از ساوه است ، به روش قلندران بيشتر به سياحت مىگذرانيد و به موزونى طبع فكر به شعر مىگراييد . شاعر خوش‌تلاش است . اين بيت از او به نظر رسيد :
گر خدنگى بر دل آيد ز آن كمان‌ابرو مرا * مونسى باشد به زير خاك در پهلو مرا

[ 233 ] [ مولانا زكى همدانى ]

شمع ايوان نكته‌دانى ، مولانا زكى همدانى ، كه ذهن ذكا و فكر رسا داشت و به نظم رنگين و كلام متين در اقران رايت اعتبار مىافراشت ، لئالى آبدار نازك‌خيالى نكو مىسفت ،