در خطّ دلگشاى مدراس جلوهء ظهور يافته . در اوايل به قصبهء اودهگير كه از الكايى « 1 » مدراس است ، مدّتى به خوبى قيامپذير گرديد ، و پيش امير الدّين على كه منتخب مدرّسان آن عهد بوده ، كتب متداولهء فارسى گذرانيد . سپس عنان توسن عزيمت به جانب مدراس معطوف ساخت و به خدمت مولوى محمّد باقر آگاه به تحصيل علوم و فنون پرداخته . وى صاحب طبع ارجمند و فكر بلند بود و در شعر و سخن ، گويى مسابقت از معاصرين مىربود . نظم و نثرش در فصاحت و بلاغت به يك ترازو مىتوان سنجيد و گلهاى اشعار رنگين از بهارستان طبعش گلچينان يكرنگ خواهند چيد ، و در فنّ طبابت هم مهارت تمام و استعداد ما لا كلام داشت ، و به اوصاف حميده و روش پسنديده علم شهرت مىافراشت ؛ و نظر به قابليّت ذاتى منظور نظر اكسير اثر حضرت نوّاب رضوان مآب اعظم جاه بهادر گشته ، به شرف مصاحبت ذخيرهاندوز جمعيّت و كامرانى گرديد ، و در همچشمان عزّت و احترام فراوان به هم رسانيد ؛ و در سنهء ثمان و اربعين و مأتين و ألف به عالم جاودان خراميد . از ابكار افكار اوست :
به زارى عرض مطلب كن ، اجابت گر هوس دارى * اثرها در گره باشد دعاى وقت باران را
* * *
كى سبكرو جان به سازوبرگ دارد احتياج * نيست در سير و سفر پرواى سامان ، سايه را
* * *
در راه شوق جان به لب آمد ز تشنگى * يك جرعهاى ز چاه زنخدانم آرزوست
* * *
هامش
( 1 ) . حاشيه : + توابع .