تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
بىنصيبم ز لبش ، گر همه پيمانه شوم * نكنم جا به دلش ، گر همه افسانه شوم
* * *
نجوشد خون مى در خم ، چو من از جوش بنشينم * ننالد در چمن بلبل ، چو من خاموش بنشينم هم‌آغوش است با گل بلبل و با شمع پروانه * ستم باشد كه من راهب تهى آغوش بنشينم
* * *
در ميكده دور از لب لعل تو كبابم * اين طرفه كه مىسوزم و در عالم آبم
* * *
جان به لب آمد حريفان را ز استغناى تو * شد به ساغر باده خون از حسرت لب‌هاى تو گر نكردم ديده را فرش رهت ، بىوجه نيست * ترسم از مژگان من خارى خلد در پاى تو جان حسرت ديدگان را نيست تاب انتظار * مىكشد امروز ما را وعدهء فرداى تو همچو راهب بىتكلّف گفتگويى مىكنم * باد سرتاپاى من قربان سرتاپاى تو
* * *
دلى بستم به آن عهدى كه بستى * تو آخر هر دو را درهم شكستى
رباعيات
راهب ! نگهش مست و خرابم دارد * زلف سهيش به پيچ‌وتابم دارد داغم ز تغافل لب كم‌سخنش * اين آتش خاموش كبابم دارد
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 341 | محمد قدرت الله گوياموى