تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
شكفته جبهه كدام آفتاب مىآيد * كه خنده چون سحر از گرد كاروان پيداست
* * *
باغبان نگذاشت تا بيرون برم گل از چمن * نكهتى دزديدم و آن هم صبا تاراج كرد
* * *
گرم جولان تا به خود چون شمع سرتاپا شديم * خويش را جستيم چندانى كه ناپيدا شديم
* * *
چون گهر موج صبا مىخيزد از اعضاى او * حسن سرتاپا بلاگردان سرتاپاى او

[ 219 ] [ ملّا حسين رفيق اصفهانى ]

صاحب كلام انيق ، ملّا حسين رفيق كه اصلش از اصفهان است ، در فنون مهارت شايسته و به علوم رسمى لياقت بايسته مىداشت . اين چند بيت از او به نظر درآمد :
نكردم در ديار خود چو شكر وصل يار خود * شدم مهجور از يار خود و دور از ديار خود
* * *
به راى مدّعى ترك من ، اى پيمان‌شكن ! كردى * تو را گفتم كه ترك مدّعى كن ، ترك من كردى
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 338 | محمد قدرت الله گوياموى