تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
بده به قيمت دل هرچه مىدهى ، كه مرا * نه فكر سود و نه انديشهء زيانى هست به احتياط نظر مىكند به گل بلبل * در آن چمن كه چو شبنم نگاهبانى هست به شمع نوبت گفتار كى رسد ، راهب ! * به محفلى كه چو من آتشين زبانى هست ؟
* * *
خستهء لعل تو خونين‌جگرى نيست كه نيست * محو رخسار تو صاحب‌نظرى نيست كه نيست از تمنّاى تو خالى نبود هيچ دلى * داغ سوداى تو در هيچ سرى نيست كه نيست گنه از كوتهى همّت غواص بود * ور نه در بحر حقيقت گهرى نيست كه نيست
* * *
خوشا فراغت مرغى كه آشيان دارد * به گلشنى كه نه گلچين ، نه باغبان دارد
* * *
آسوده خاطران چمن را چه آگهى * از ناله‌اى كه مرغ گرفتار مىكند ؟
* * *
در چمن چون لب لعل تو گهربار شود * غنچهء گل گره خاطر گلزار شود
* * *
شب ز بىتابى اشك است دلم بىآرام * دايه در رنج بود ، طفل چو بيمار شود
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 340 | محمد قدرت الله گوياموى