تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩

[ 220 ] [ ميرزا جعفر راهب اصفهانى ]

جلوه‌پيراى محفل سخن‌دانى ، ميرزا جعفر راهب اصفهانى كه ولادتش در سنهء ثمان عشر و مائة و ألف در اصفهان واقع گشته . آباء او از سادات طباطباى نائينىاند و وى نوادهء فاضل نامدار ميرزا رفيعاى نائينى است و از طرف مادر نسبش به خليفه سلطان مىرسد . راهب در علوم ادبيه كوس تفوّق مىنواخت و در ميدان شاعرى به فصاحت و بلاغت علم يكّه‌تازى مىافراخت . به كمال خوبى و لطافت زندگانى مىساخت و از صحبت رنگين به آرايش محفل ياران مىپرداخت . ميرزا از اقسام سخن غزل و رباعى و قصيده و غيرها دارد ، فأمّا تدوين نيافته . گويند مجموع اشعارش تا چهل پنجاه هزار خواهد بود . آخر كار در سنهء ستّ و ستّين و مائة و ألف وفات يافت . مدفنش در گورستان آب‌بخشان متعلّقهء محلّهء بيدآباد واقع گرديده . از كلام دلاويز و اشعار دردانگيز اوست :
افكند به پا سلسلهء زلف دوتا را * آراست براى دل ما دام بلا را
* * *
جدا افكند چون نقش قدم ز آن نازنين ما را * زد آخر آسمان بىمروّت بر زمين ما را
* * *
صد لاله شكفت از گل ما * داغ تو نرفت از دل ما
* * *
ز شوق وصل تو بر لب رسيده جانى هست * وصيّتى است ، بيا تا مرا زبانى هست اگر ز نفع تو بىبهره‌ام ، به اين شادم * كه از خدنگ تو بر دل مرا نشانى هست