تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
رشكى آن روز كه مىرفت ز دنيا ، مىگفت * اى فلك ! يار مرا يار كه خواهى كردن ؟

[ 218 ] [ سيّد جعفر روحى رنبيرپورى ]

رونق‌افروز بزم سرورى ، سيّد جعفر روحى ، ساكن رنبيرپور كه قصبه‌اى است به مسافت پانزده گروهى « 1 » از دارالحكومت لكهنو . سلسلهء نسبش به سيّد نعمت اللّه ولى منتهى مىشود و حاجى سيّد محمود ، يكى از اولادش ، در قصبهء رنبيرپور به تقريب فايز گرديده ، طرح اقامت انداخت . بالجمله ، سيّد جعفر مرد نيك‌ذات و پسنديده‌صفات بود . روش صوفىمشربان خوش‌كلام و طريقهء خداپرستان عالىمقام داشت . بيشتر به خدمت مير سيّد لطف اللّه بلگرامى بودى و فيض صحبت‌ها ربودى و در عهد شاه عالم بهادر شاه به طريق سياحت به شاه‌جهان‌آباد برخورده ، از بلندطبعان دار الخلافت ، لا سيّما ميرزا عبد القادر بيدل به هم‌صحبتى پرداخت و در اواخر عمر سال‌ها در لكهنو به خلوت انزوا آرميد ، ذكر و فكر خوش گذرانيد . آخر كار در سنهء اربع و خمسين و مائة و ألف پا به دامن عدم كشيد و در رنبيرپور مدفون گرديد . از كلام روح‌افزاى اوست :
گشت چشم تو ، ولى فتنهء قامت باقى است * نيست آرام به مردن كه قيامت باقى است
* * *
هامش
( 1 ) . حاشيه : گروه مانند فرسنگ است .
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 337 | محمد قدرت الله گوياموى