تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
فنّ آن دارد كه اگر به لازمهء بشرى سهوى و خطايى در اين كتاب بيند دامن از رهگذر اصلاح نچيند .

هذا اوان الشّروع فى الكتاب و من اللّه الوصول الى منهج الصّواب

مقدّمه

بدانكه شعر ، بالكسر ، در اصطلاح شعرا عبارت است از كلام موزون مقفّى كه به ارادهء متكلّم از عدم به وجود آيد و حقّ اين است كه قافيه امرى است عارضى كه بدون رعايتش مطلع غزل و قصيده و مثنوى و رباعى و امثال آن متحقق نمىشود و تحقيق نفس شعر بر آن موقوف نيست و إلّا فردى كه قافيه ندارد از تعريف شعر خارج گردد و ليس كذلك ؛ و قيد ارادهء متكلّم براى اخراج حديثى است كه بلاقصد و اراده موزون واقع گردد ، از آنكه كلام آن سرور انام - عليه افضل الصّلوات و السّلام - به حكم
« ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ »
از شعريّت مبرّاست ؛ و همچنين هر كلامى كه از شخصى به غير قصد و شعور صادر شود آن را شعر نمىگويند ، چه شعر مأخوذ از شعور است كه بىقصد متكلّم نمىباشد و برآوردن كلام الهى را از اين قيد گنجايش ندارد ، از آنكه وجود موزونيّت بدون ارادهء وى - سبحانه - ملتزم اضطرار است ، و هو منزّه عنه ؛ پس سزاوار است كه آن را از قيد آمدن از عدم به وجود ، كه مشعر حدوث است ، برآرند تا بر بعضى آيات قديمه كه موزون واقع شده تعريف شعر اصطلاحى صادق نيايد . آرى ، صدور كلام موزون نخست از متكلّم قديم است - تعالى شأنه - و از اينجا گفته‌اند كه « الشّعراء تلامذة الرّحمن » و علما در جواز گفتن شعر و انشاد آن اختلاف دارند و حديث رسول اكرم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « الشّعر كلام فحسنه حسن و قبيحه قبيح » حاكم است بين الفريقين ؛ پس شعرى كه متضمّن بيان مراتب عشق و محبّت و مواعيظ و حكم و مصالح بود مذموم نيست ، و مورد « إنّ من