تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
مر خلافت را تو شايسته چو مردم ديده را * دين يزدان را تو بايسته چو رخ را هر دو عين
بالجمله ، تا حدود ثلث مائة هجرى جماعتى قليل اندك‌اندك شعر گفته‌اند ؛ امّا كسى به تدوين نپرداخته . تا اينكه در عهد سلاطين سامانيّه استاد ابو الحسن رودكى سمرقندى صدرآراى ايوان شاعرى گشته ، ديوان شعر ترتيب داد و غالب اهتمام قدما در مدايح و نصايح بوده . از آن ميان ابو القاسم فردوسى طوسى در عهد سلطان محمود غزنوى مثنوى را به حدّ كمال رسانيد ؛ و اوحد الدّين انورى خاورى در عهد سلطان سنجر سلجوقى قصيده را رونقى تازه بخشيد و شيخ مصلح الدّين سعدى شيرازى - رحمه اللّه - پيشواى متقربان است كه هيچ سخنورى پيش از وى طريق غزل را به اين اسلوب لطيف نپيموده ؛ و حضرت امير خسرو دهلوى - قدّس سرّه - در جميع اقسام نظم به شيرين‌كلامى گوى سبقت از ميدان بلاغت ربوده ، بعد از آن در زمان سلطان حسين ميرزا ، والى خراسان ، مولانا عبد الرحمن جامى و بابا فغانى و اهلى شيرازى و آصفى و هاتفى و غيرهم از روش متقدّمين اندكى تجاوز كرده ، به طرز خاصّ سخن‌پيرا گشتند . پس از آن جمعى از سخن سنجان مثل محتشم كاشى و وحشى يزدى و لسانى و ضميرى صفاهانى آن‌طور خاصّ را روشن‌تر ساخته ، حسن ديگر بخشيدند . امّا ديگر به هم عصران آن‌ها چون حسين ثنايى و ملك قمى و عرفى شيرازى و نظيرى نيشابورى و شيخ على نقى كمره‌اى و شيخ الفيض فيض و حكيم شفايى و ركنايى مسيحى ، يك‌باره منكر روش پيشينيان شده طرزى جديد بر روى كار آورده ، سحر سامرى وانمودند ؛ و ميرزا جلال اسيربانى بنياد خيال‌بندى گرديد و شوكت بخارى آن را نازك‌تر ساخت و شيخ ناصر على سهرندى و موسوى خان فطرت و محمّد افضل سرخوش خيال را به مرتبهء اقصى رسانيدند كه دست هر نابالغ بدان نمىرسد ؛ و غنى كشميرى و ميرزا صائب اصفهانى در صنعت تمثيل بىمثل برآمدند . پس در هر عصرى از اعصار شعراى بلاغت‌شعار دكان نقّاشى برچيده ، بازار