تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
سخن‌سنجى را گرم ساختند و موجد آيينى و واضع قانونى گشته ، نوبت به نوبت سمند فصاحت را به مضمار شاعرى جهانيدند و مرتبهء شعر را به عيّوق و شعرا رسانيدند . و شعر بر ده قسم منقسم است : اوّل غزل و آن چند بيت است متّحد الوزن و قافيه ، امّا در بيت اوّل لازم است كه هر دو مصرع بر يك قافيه باشد و آن را مطلع نامند و بيت ثانى را حسن مطلع و آن اقلّ از پنج بيت و اكثر از دوازده نيست ، امّا بعضى بر آن افزوده‌اند ؛ و غالبا در غزل ذكر جمال محبوب و بيان مراتب عشق و محبّت مىباشد و مستحسن است كه اسم شاعر در بيت اخير بود و آن را مقطع گويند . دوم قصيده كه مانند غزل ، امّا اكثر مضمون آن بر مدح و موعظت اشتمال دارد و شرط است كه زياده از دوازده بيت بوده و اكثر را حدّى معين نيست ؛ فأمّا متأخّرين شعراى عجم صد و بيست بيت قرار داده‌اند ؛ و اشعار اوايل قصيده‌ها كه مشتمل بر ذكر شباب و عشق و بهار و غيرها بود ، آن را تشبيب نام نهند و شعرى كه مشعر انتقال به مدح است آن را مخلص و گريز نامند و بيشتر ختم آن بر ابيات دعائيّهء ممدوح مىكنند و قصيده‌اى كه در آن تشبيب نبوده و ابتدا از مدح كرده شود ، آن موسوم به مجرّد است . سيم قطعه ، و آن عبارت است از بيتى چند متّحد الوزن و القافية بدون مطلع و آن گويا پاره‌اى است از قصيده و اقلّ آن دو بيت و اكثرش حدّى معيّن ندارد ، و ليكن شرط است كه اقلّ از قصيده باشد . چهارم رباعى ، و آن دو بيت است فقط مخصوص به بحر هزج بر وزن « لا حول و لا قوة الّا باللّه » كه از زحافات آن بحر بيست و چهار وزن پيدا گرديده ، امّا در بيت اوّل قافيه شرط است ، در بيت دوم شرط نيست و آن را ترانهء دوبيتى نيز گويند . پنجم فرد ، و آن دو مصرع است و دو قافيه ، باشد يا نباشد . ششم مثنوى ، و آن اينكه هر بيتش با بيت ديگر متّفق الوزن مختلف القافية بود و آن