تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
چون كتان است « 1 » طاقت وصلم * بس‌كه روى تو مهوش افتاده است بر سر خوان چهرهء نمكين * خال رويش نمك‌چش افتاده است
* * *
گشت تا چشم او شراب‌فروش * شد دل كشته‌ام كباب‌فروش بس‌كه گريم به شوق گل رويى * طفل اشكم بود گلاب‌فروش
* * *
برنتابد دل من منّت سير گلشن * از گل داغ چو طاوس بهارى دارم
* * *
كشتى تو به يك تير ادا ، شست تو بوسم * بردى دل محزون مرا ، دست تو بوسم واسوختم از آتش جان‌سوز فراقت * تا سرمه صفت چشم سيه‌مست تو بوسم آموخت ز تو پير فلك فتنه طرازى * اى طفل پرآشوب ! قد پست تو بوسم
بالجمله ، در عهد دولتش خلايق را نقد طمأنينت و خرّمى فرا چنگ و هر بىبرگ و نوا به ترانهء جمعيّت و خوشوقتى ، رسم آهنگ صحبت دلپذيرش كوك ارباب فطانت و بزم بىنظير نشيمن اصحاب متانت ، حسن مقالش موميايى شكسته‌حالان كنج ناكامى و فيض مالامالش دستگير ازپاافتادگان جادهء بىسرانجامى ، خويش و بيگانه زلّه بردار مايدهء احسان اوست ، و يار و اغيار بهره‌مند جود بىكران او ، اللّهمّ ضاعف حسناته و ارفع درجاته . اين شيفتهء كلام نغز و دل‌باختهء سخن پرمغز را گاه‌گاه به خاطر خطور مىكرد كه در بياضى اشعار شعراى نامدار متقدّمين و متأخّرين و بعضى از معاصرين نگاشته آيد . در اين ضمن رأى اكثرى از اجلّه و احباب بر اين قرار گرفت كه چيزى احوال هريكى از آنها
هامش
( 1 ) . چ : كتان نست .