هم قل و دل به قيد قلم درآيد تا از تو تذكرهاى يادگار باشد ؛ لهذا در سنهء ستّ و خمسين و مأتين و ألف به تلخيص بعض دواوين موجوده درافتاد ، بر انتخاب اشعار از تذكرهء آتشكده عجم آذر اصفهانى و مجموعه اشعار رياض الشعراى واله داغستانى و مجمع النفائس خان آرزو اكبرآبادى و بهارستان سخن از عبد الرزاق و مرات الخيال از شير خان و كلمات الشعراى سرخوش و سفينه مير عظمت اللّه بىخبر و سرو آزاد و خزانهء عامره ميرآزاد بلگرامى و گل رعنا و شام غريبان شفيق اورنگآبادى به حسب مذاق خود دل نهاد و از هر چمن اين بساطين هميشهبهار گلهاى رنگبهرنگ برچيده ، دامندامن برداشت ، و احوال هريكى مختصر مفيد به سلك عبارت فارسى سليس كشيده ، اسامى شعرا را به حروف تهجّى ترتيب داده ، تقديم و تأخير به مراعات سنين وفاتشان ملحوظ داشت و به تفتيش و تحقيق سنّ وفات هركدام حتّى الإمكان اهتمام تمام و جدّوجهد تامّ كار برده و كسانى را كه سنّ تحقيقى يا تخمينى با اعتبار عصر هم يافته نشد ، نامشان همچنان در اين اوراق گذاشت . فأمّا سواى ميرالهى كه به طفيل انتساب با اسم اللّه منصب صدارت به زور گرفت ؛ و ماوراى حضرت احمد جام و شيخ ابو الحسن خرقانى از زمرهء اوليا كه به جهت توافق اسمى با نام مبارك سرور انبيا و كنيت خاتم الخلفاء ذكرشان بعد اسم مير معزّى إليه النّسب نمود . اسماء حضرات اولياء اللّه را كه بر ديگران تقدّم بالشّرف دارند در هر حرفى كه جلوهء ظهور يافته ، به مراعات ترتيب از همه بالا نگاشت و از اصناف اناث مخدّراتى كه قدم به ميدان شاعرى نهادند اسم آنها را به حكم
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ »
پايان اسماء ذكور نهاد و اين صحيفه را موسوم به نتائج الأفكار ساخته به بارگاه فلك اشتباه آن امير جواد عرضه داد .
اگر نظر كيميا اثر او متاع كاسد اين قليل البضاعت را به ميزان اجابت برسنجد ، از بندهنوازى چه دور ؛ و اگر به مقتضاى جوهرشناسى طلاى ناسرهء من هيچ مدان را به محك قبوليّت كامل العيار گرداند از عزّتافزايى چه عجب . اميد از ماهران سخن و ناظران اين