تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
مراحم و نوازشات سلطانى گرديد و اكبر پادشاه دخترش را به حبالهء نكاح شاهزاده دانيال درآورده ، پايهء اعتبارش برافزود و بعد رونق افروزى جهانگير پادشاه بر تخت سلطنت به خدمات لايقه مأمور بوده ، به ترقيات عظيمه سر عزّت و اعتبار به اوج افتخار كشيد . آخر كار در سنهء خمس و ثلاثين و ألف در عمر هفتاد و دوسالگى سفر آخرت گزيد . خان خانان در فضل و كمال منتخب زمانه بوده ، و از جود و نوال گوى سبقت از هم چشمان ربوده ، مزاج نكته‌سنج و دقيقه‌رس داشت و در تركى و فارسى و هندى تصانيف خود گذاشت . كلامش بىنظير و اشعارش دلپذير است . بيتى چند از آن ثبت افتاد :
شمار شوق ندانسته‌ام كه تا چند است * جز اين‌قدر كه دلم سخت آرزومند است نه زلف دانم و نى دام ، اين‌قدر دانم * كه پاى تا به سرم هرچه هست ، در بند است
* * *
به جرم عشق توام مىكشند و غوغايى است * تو نيز بر لب بام آ ، كه خوش تماشايى است
* * *
غمت مباد ، چه مىپرسى از حكايت من * دل تو طاقت اين گفتگو كجا دارد ؟
* * *
بهاى خون من و خون بهاى صد چو من است * كه من به خون طپم و قاتلم نظاره كند
* * *
نيم فضول كه جويم وصال همچو تويى * بس است همچو منى را خيال همچو تويى