[ 202 ] [ مير حيدر رفيعى معمايى كاشانى ]
بزمآراى نظمپيرايى ، مير حيدر رفيعى معمايى كه اصلش از كاشان است ، در سخنسنجى و نكتهپردازى طبع رفيع داشت و در تاريخ معمّاگويى فكر منيع . در عهد دولت اكبرى از وطن مألوف خود را به عتبهء فلك رتبهء شاهى رسانيد و در سلك ملازمين بارگاه سلطنت منسلك شده ، مشمول نوازشات خسروانه گرديد . آخر الأمر اوايل مائة حادى عشر [ و ألف ] « 1 » به دار آخرت شتافته . از اشعار اوست :
غم ز هرجا كه رسد سر زده آيد به دلم * چه كنم خانهء من بر سر راه افتاده است
* * *
اين صيد زبون كيست رفيعى ! كه در اين دام * نزديك به مردن شد و صيّاد نيامد ؟
* * *
صف محشر خورد برهم كه آيا كيست آن قاتل * كه مىخواهد شهيد تيغ وى عذر گناه او
[ 203 ] [ مير رضى آرتيمانى ]
رنگافروز حديقهء كامرانى ، مير رضى آرتيمانى كه از سادات كرام و نيكوطبعان خوشكلام بوده و به مذاق عرفان آشنايى و به مقامات سلوك رسايى داشت . اين چند
هامش
( 1 ) . به قياس افزوده شد .