ناله بر حال اسيران كار زنجير است و من * با كجان هموار بودن پيشهء تير است و من
با كمال قرب از وى بر كنار افتادهايم * تيرهبختى قسمت زلف گرهگير است و من
* * *
جنونم نبرداشت بار گريبان * گسسته ز هم تارتار گريبان
* * *
شاخ چنار چون شنيد مژدهء مقدم تو را * كرده به شوق پاىبوس ، دست فراز بر زمين
* * *
از پنجهء جنون شده صد چاك آستين * من چون نهم به ديدهء نمناك آستين
* * *
گر خيمه نصب مىكنى ، اى جان ! براى غم * از رگ طلب طناب و ز آهم ستان ستون
* * *
از آن ساعت به رود نيل چشمم مىزند پهلو * كه شد تاراج در مصر محبّت كاروان من
* * *
بىتابيم گر افكند از زينه بر زمين * چون سايه تا در تو رسم سينه بر زمين
حسن غيور او نپسندد شريك را * از رشك عكس خود زند آيينه بر زمين
* * *
تا شدم محو تماشاى سراپاى كسى * صفحهء تصوير گرديده است سرتاپاى من
داور محشر كشد خط بر گناه عاشقان * گر به اين صورت بيايد آن بت زيباى من
* * *