گذر آن ترك را افتد چو بر خاك مزار من * به صد حسرت برآرم چون چنار از خاكدان دستى
رباعيات
در مى چو نمك فتاد مستى معلوم * برخوان هوس درازدستى معلوم
صبح پيرى دميدن آغاز گرفت * سرمازده را هواپرستى معلوم
و له
اى عاجز مستمند ! ياد تو به خير * وى تحفهء ارجمند ! ياد تو به خير
از پهلوى من رفتى و آواره شدى * آه ، اى دل دردمند ياد ! تو به خير
و له
پيرى ازبسكه جستجو كرد مرا * هول جاسوسيش دو مو كرد مرا
رسوايى من به چشم خوبان مىخواست * نازم به حنا كه سرخرو كرد مرا
قطعه
به خلوتسرايم چو خوانى شبى * بده بوسهام ز آن لب لعل خويش
ز گفتار سعدى تو هم آگهى * كه مزدور خوشدل كند كار بيش
[ 186 ] [ محمّد ارتضا على خان خوشنود ]
گلدستهء بهارستان مظاهر وجود ، افضل العلماء ، محمّد ارتضا على خان خوشنود كه خلف ارشد مولوى مصطفى على خان خوشدل است ، در سنهء ثمان و تسعين و مائة و ألف از نهانخانهء عدم به منصّهء ظهور قدم نهاده . بعد فوز به سنّ شعور و فراغ از تحصيل كتب ضرورى فارسى در عمر پانزدهسالگى به اكتساب علم عربى به جناب والد ماجد خود و ديگر علماى گوپامو گراييده ، تا كافيه خواند . بعد از آن به بلدهء لكهنو رسيده ، مدّتى در