تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كاش از حال دل غم‌زدهء من پرسى ! * پيش از آن روز كه پرسىّ و زبانى نبود
* * *
مىآيد آن رشك‌پرى ، سرمست و سرشارش نگر * آلوده دامانش ز مى آشفته اطوارش نگر خلقى به خاك و خون طپان ، جمعى به كوى او دوان * قومى به حسرت داده جان ، جوش خريدارش نگر
* * *
هم‌دوش غير تا به سر گور من ميا * جنبد مرا ز غيرت عشق استخوان هنوز جانا ! مبين به چشم حقارت به‌سوى من * پيرم ، ولى به دولت عشقم جوان هنوز
* * *
ديده و دانسته ما را خسته‌اى * گرچه مىگويند نادانى هنوز
* * *
حسن و صد جفا در پيش ، عشق و صد بلا در پس * آه نارسا در پيش ، جان مبتلا در پس تيره‌بختى مردم مىتوان تماشا كرد * خط كم نما در پيش ، كاكل دوتا در پس
* * *
خانه بر دوشم چو كاكل ، از ديار ما مپرس * همچو زلف آواره‌ام ، از روزگار ما مپرس
* * *
به ديده عارض پرتاب مىزند آتش * بلاست جلوه كه در آب مىزند آتش
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 289 | محمد قدرت الله گوياموى