اشتغال كثير به مداومت اوراد معمولى خاندان صوفيّه « 1 » و قيام ليل ثابتقدم و مادام حيات در ذكر و فكر راسخ دم بود . پيكر توصيفش از آرايش تكلّف مبرّا و قامت تعريفش از پيرايش تصنّع معرّا .
آخر كار در سنهء اربع و ثلاثين و مأتين و ألف به جنّت المأوى خراميد و در صحن مسجد معمور واقع بندر چناپتن ، در جنب قبر والد ماجد خود آرميد . جناب خوشنود خلف رشيد خوشدل مرحوم ، تاريخ وفات وى نيكو يافته . ديوان فصاحت ترجمانش كه يكقلم انتخاب است ، به مخافت تطويل به بيتى چند از آن زيبايى اين اوراق بخشيده :
بوسم من بىبرگ و نوا برگ حنا را * تا بوسه به پيغام دهم آن كف پا را
* * *
نفسى همچو حباب است مرا * زندگى نقش بر آب است مرا
سينه آتشكده و ديده پرآب * كار با آتش و آب است مرا
* * *
هميشه محو تماشاى تو به چشم دلم * اگرچه ديدهء ديدار دوختند مرا
* * *
چون نيشكر ز راستى خويش نگذريم * خوبان جدا كنند اگر بندبند ما
* * *
روشن بود ز داغ دل ما مزار ما * اعجاز موسوى است به مشت غبار ما
* * *
غير از زيان نباشد به تو ، اى نگار ! سودا * تو و نقد بىوفايى ، من و صد هزار سودا
* * *
هامش
( 1 ) . نسخه : صفويه .