والد ماجد قطب العالم فريد الدّين شكرگنج - قدّس سرّه - بوده ، بر آن خدمت مأمور گشت . پستر آن خدمت به برادرش شيخ فخر الدّين كه از اجداد جناب خوشدل مغفور است ، مفوّض شد و رفتهرفته به مرور دهور شيخ نعمت اللّه از احفاد وى در قنّوج رسيد و از آنجا اولادش به گوپامو فايز گشته ، رحل اقامت افكنده . در آنجا با شرفاى ذى اعتبار به هم نسبتى پرداخته ، به خوبى و خوش اسلوبى زندگانى مىنمودند .
الحاصل ، جناب ممدوح كه از نبگان « 1 » قاضى محمّد مبارك ، شارح سلم العلوم است ، بعد فوز بس تميز و انفراغ از تحصيل كتب درسى به اكتساب كمالات به خدمت اساتذهء نامدار ، اعنى مولوى رحيم الدّين گوپاموى و مولوى غلام طيّب بهارى و مولانا حيدر على سنديلى در ساخته و با استعداد تمام عقليّه و نقليّه و ديگر فنون حاصل ساخته ، به فرط شوق همّت عالى به حفظ كلام ربّانى برگماشت ، و به قوّت حافظه در كمتر مدّتى به اتمام آن در ميان حفّاظ عصر علم شهرت افراشت ؛ و در سلك ارادت حضرت سيّد شاه غلام پير بن قطب العارفين و سيد شاه دين بلگرامى - قدّس سرّهما - در سلسلهء قادريّه منسلك گرديد و خرقهء خلافت سلسلهء صفويّه كه مشتمل بر طريقهء علّيهء قادريّه و چشتيّه و سهرورديّه و نقشبنديّه است ، از دست مبارك والانژادش ، حضرت مولوى شاه غلام نصير الدّين سعدى - قدّس سرّه - پوشيد .
از آنجا كه فكر معاش از لوازمات بشرى است ، در عهد دولت نوّاب والاجاه جنّت آرامگاه كه از بين اعمام او بوده ، در سنهء مأتين و ألف به بندر مدراس برخورده ، شرفاندوز ملازمت جناب مستطاب گشت و به لياقت شايسته و فراست بايسته به خاطر مبارك نوّاب جا كرده ، به احترام نمايان و خطاب پدر بزرگوارش كه مولوى مصطفى على خان بود ، در اقران و اماثل ممتاز گرديد .
هامش
( 1 ) . حاشيه : نوگان .