بعد چند عرصه به تقرّر عهدهء بزرگ مدرّسى مدرسهء سركارى واقع گوپامو دستورى يافته ، عنان شبديز عزيمت را به وطن مألوف معطوف گردانيد و در آنجا تا مدّت حيات جناب معلّى القاب به درس و تدريس پرداخت و اوقات شريف به همان شغل منيف مصروف ساخت . يمن تعليم و تربيتش اكثرى از طلبهء دولت فراغ حاصل ساختند و كوس نامورى در فضل و كمال نواختند . ذات والاصفاتش به مهارت علوم و فنون منتخب زمانه بوده و به ذهن سليم و فكر مستقيم يگانه . به طبع وقّاد در شعر و شاعرى داد سخنورى داده و كلام فصاحت نظامش پركار و از تكلّف ساده . خوشا بلندخيالى كه به اشعار آبدار تشنگان زلال سخن را سيراب ساخت ، و حبّذا خوشمقالى كه به كلام رنگين به انفراح همصحبتان مىپرداخت . مزاج لطايف لطايفپسند و ظرايفدوست داشت و از بذلههاى لطيف غبار كدورتى به دامن خاطر سامعين نمىگذاشت .
بالجمله ، بعد مسندنشينى نوّاب عمدة الامراء بهادر مرحوم باز در سنهء احد عشر و مأتين و ألف وارد مدراس گشته ، پس از بهرهاندوزى حضورى مورد انواع مراحم و نوازشات نوّاب ممدوح گرديد و بعد چندى نقد رخصت به كف آورده ، خود را به وطن رسانيد و بار ثالث در سنهء ستّ عشر و مأتين و ألف باز به مدراس رسيد و قريب يك سال سكونت ورزيد . به مقتضاى استعداد خداداد به خدمت قضاى داير و ساير ترچناپلى مأمور گرديد و پس از چند سال كه قاضى القضات محمّد مستعد خان مرحوم رخصت به دار آخرت كشيده ، حسب الطّلب ارباب حكومت به مدراس رسيده ، صدرآراى عهدهء سترگ قاضى القضاتى ممالك محروسهء متعلّقهء حكومت مدراس گشت .
ذات شريفش كه از منتخبان روزگار و اهل دلان عالىمقدار بوده ، با آنهمه حشمت و احترام ظاهرى اصلا بدان ملتفت نگشته ، شرائف اوقات بر طريقهء اسلاف منضبط مىداشت ، و نظر بر هوا و هوس نفسانى و خيالات لا يعنى نمىگماشت و با وصف
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: محمد قدرت الله گوياموى
ص٢٨٠