تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
اى چهرهء زيباى تو رشك بتان آذرى ! * هرچند وصفت مىكنم ، در حسن ز آن بالاترى خسرو غريب است و گدا ، افتاده در شهر شما * باشد كه از بهر خدا سوى غريبان بنگرى
رباعى
هوشم نه مصاحبان و خويشان بردند * اين كج‌كلهان مو پريشان بردند گويند چرا دل تو به خوبان دادى ؟ * و اللّه كه من ندادم ، ايشان بردند

[ 178 ] [ مولانا خوارى تبريزى ]

دل‌باختهء خوش‌گفتارى ، مولانا خوارى كه از اشخاص تبريز است ، خوش‌فكر بوده و طبع موزون داشت و در مراتب سخن‌سنجى از تلامذهء لسانى شيرازى است ؛ و در سنهء اربع و سبعين و تسعمائه همان‌جا درگذشت . اين دو بيت از اوست :
من كه انگشت‌نما بودم از آن كو رفتم * تا دگر تير بلا را كه نشان خواهد بود ؟
* * *
بخت آنم كو كه خواب‌آلوده برخيزى شبى * ناله‌ام نشناسى و گوشى به فريادم كنى ؟

[ 179 ] [ خارى قلندر اصفهانى ]

شوريدهء نظم‌گستر ، خارى قلندر كه اصلش از اصفهان است و در سمنان سكونت داشته ، اشعارش پردرد و سوز است . بيشتر در خارزار عشق‌بازى درافتاده ، اوقات به