[ 152 ] [ ملّا حرفى اصفهانى ]
چهرهآراى شاهدان معانى ، ملّا حرفى اصفهانى كه خواهرزادهء ملّا نيكى است ، مدّتى در مشهد مقدّس بوده و همانجا نشو و نما يافته . كلامش يك حرف موزون است و اشعارش فصاحت مشحون . در علم عروض و قافيه مهارت تامّه داشت و به خوشنويسى و انشاپردازى علم شهرت مىافراشت . گويند در قزوين رفته ، هفتبند كاشى را جواب گفته ، از پيشگاه شاهطهماسب صفوى به عطاى صلهء نمايان سرفرازى يافت ؛ و در مشهد مقدّس سنهء احدى و سبعين و تسعمائه به دار جاودانى شتافت . از كلام اوست :
به هر طرف ز تو آزردهاى به فرياد است * هزار داد ز دست تو ، اين چه بيداد است ؟
* * *
نشسته بر سرم ، گر مردنم خاطر بود شادش * اجل ! بشتاب تا يار از سر من شاد برخيزد
* * *
توان به هجر تو آسان وداع جان كردن * ولى وداع تو آسان نمىتوان كردن
* * *
دوشينه كه رفتى ز برم ، يار كه بودى ؟ * مى با كه زدى ؟ شمع شب تار كه بودى ؟
رباعى
جانا ! ز تو بر سرم بلا مىآيد * وز تو به دلم تير جفا مىآيد
گفتى سگ خويش خوندهام حرفى را * حرفى است كزو بوى وفا مىآيد