تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
راهى وطن گشت و تا قصبهء پات قريب سيوستان فايز شده ؛ در سنهء ثمان و اربعين و تسعمائه همان‌جا درگذشت . از تصنيفات خود ديوانى مختصر گذاشته ؛ اين چند بيت از اوست :
گر ميسّر نشود بوسه زدن پايش را * هركجا پا بنهد بوسه زنم جايش را
* * *
ما خسته‌دلان داد دل خود ز كه خواهيم ؟ * چون نيست كسى غير تو فريادرس ما
* * *
نصيحت مىكنم هر شب دل ديوانهء خود را * كه با هركس مگو از بىخودى افسانهء خود را
* * *
زمانه جرعهء غم ريخت در پيالهء ما * نصيب كس نشود آنچه شد حوالهء ما
* * *
يك‌سخن بشنو كه گويم از وفادارى تو را * با كسى منشين كه آموزد جفاكارى تو را
* * *
لطف تو گر حوالهء غير است ، چاره چيست ؟ * درد تو گر نصيب دل ماست يا نصيب ؟ !
* * *
شديم خاك و نكردى به تربتم گذرى * مگر ز جانب ما خاطرت غبارى داشت ؟
* * *
بيا كه عمر عزيزم به جستجوى تو رفت * ز دل نرفتى و جانم در آرزوى تو رفت
* * *