تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
آن مردم ديده بود كز ديده برفت * چون مردم ديده رفت ، از ديده چه سود ؟

[ 148 ] [ مولانا محمّد حسام خوافى ]

سخن‌سنج عالىمقام ، مولانا محمّد حسام كه اصلش از قصبهء خواف من اعمال قهستان است ، بر جادهء قناعت مقيم بود و راه توكّل و استغنا مىپيمود . در شعرگويى و سخن‌فهمى طبعش موزون و اشعارش به فصاحت مشحون است . آخر كار در سنهء خمس و سبعين و ثمانمائه راه عقبى گرفته . صاحب ديوان است . اين چند بيت از آن به نظر درآمد :
اى غرّه به اين مسكن دوروزهء خاكى * بگذار ، كه پيش از تو مقام دگرى بود از هركه خبر جستم از اين راز نهانى * فرياد كه او نيز چو من بىخبرى بود

[ 149 ] [ ملّا حيرانى قمى ]

بزم‌آراى خوش‌تكلّمى ، ملّا حيرانى قمى كه بيشتر در همدان قيام‌پذير بوده ، فكر رسا و طبع خوش داشته ، و در سنهء ثلاثين و تسعمائه دار فانى را گذاشته . اين بيت از اوست :
دوش آتشى كه بر سر كويش بلند بود * آتش نبود ، آه من مستمند بود

[ 150 ] [ ملّا حيدر كلوج هراتى ]

شاعر پسنديده‌صفات ، ملّا حيدر كلوج ساكن هرات كه به موزونى طبع و لطف كلام اتّصاف داشته ، به استماع صيت فيّاضى و قدرشناسى ميرزا شاه حسين ، والى سند ، به ملازمتش رسيده ، چندى در آنجا به سر برده ، به سبب عدم توافق به حصول زاد و راحله
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 228 | محمد قدرت الله گوياموى