تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
خط عذار يار كه بگرفت ماه از او * خوش حلقه‌اى است ، ليك به در نيست راه از او
* * *
آب و آتش به هم آميخته‌اى از لب لعل * چشم بد دور كه خوش شعبده‌باز آمده‌اى آفرين بر دل پاك تو كه از بهر ثواب * كشتهء غمزهء خود را به نماز آمده‌اى
* * *
آخر الأمر گل كوزه‌گران خواهى شد * حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كنى تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف * مگر اسباب بزرگى همه آماده كنى خاطرت كى رقم فيض پذيرد ، هيهات ! * مگر از نقش پراكنده ، ورق ساده كنى
رباعيات
هر روز دلم به زير بار دگر است * در ديدهء من ز هجر خار دگر است من جهد همين كنم ، قضا مىگويد * بيرون ز كفايت تو كار دگر است
و له
امشب ز غمت ميان خون خواهم خفت * وز بستر عافيت برون خواهم خفت باور نكنى ، خيال خود را بفرست * تا درنگرد كه بىتو چون خواهم خفت
و له
يارى چو نكرد بخت شوريده ، چه سود ؟ * شادى چو نديد اين دل غم‌ديده ، چه سود ؟