[ 146 ] [ خواجه امير حسن سنجرى دهلوى ]
مربّعنشين چار بالش عزّ و سرورى ، خواجه امير حسن ، ملقّب به نجم الدّين بن علا سنجرى كه مولد و منشاء او دهلى است ، به حسن نيّت و صفاى طينت برگزيدهء دهر و به فضائل ذاتى و كمالات صفاتى پسنديدهء علماى عصر بوده . در لطافت طبع و فهم و فراست معروف و به اخلاق جميله و محامد جزيله موصوف بود . در ابتداى حال ملازمت شاهزاده سلطان محمّد بن غياث الدّين به اتّفاق امير خسرو - رحمه اللّه - اختيار نموده ، پيش سلاطين روزگار عزّت و احترام تمام داشت ؛ و در شعر و سخن نظر به تتبع شيخ سعدى شيرازى مىگماشت . كلامش يكسر جگردوز و سراپا شوق است و ديوان فصاحت نشانش پرسوز و سرتاسر ذوق .
خواجه در عمر پنجاهوششسالگى روزى در دهلى به كنار حوض شمسى با ياران همدم گرم صحبت بود . اتّفاقا عبور حضرت سلطان المشايخ نظام الدّين اولياء - قدّس سرّه - از آن راه افتاده . خواجه به معرفت سابقهاى كه داشت ، پيش آمد . از آنجا كه وقت انتباه رسيده بود ، نظر اكسير اثر وى به جانش كارگر شد ؛ فورا بر قدم مباركش سر نهاده ، از جميع مناهى تايب گشته ، دست به دامن ارادت زد و ياران او هم توبه كرده ، به حلقهء ارادت درآمدند . از آن زمان ملازم خدمت بابركتش گرديد و به همين تربيتش به مرتبهء كمال و تكميل رسيد .
و از تصنيفات او كتاب فوائد الفؤاد ، ملفوظات سلطان المشايخ ، مقبول مشايخ روزگار است و مرهم سينهء عشّاق دلافگار ؛ چنانچه امير خسرو - رحمه اللّه - بارها گفتى :
« كاش تمامى تصانيف من از آن برادرم امير حسن بودى و فوائد الفؤاد از [ آن ] « 1 » من .
هامش
( 1 ) . به قياس افزوده شد .