حرف الحاء
[ 145 ] [ حسين بن العالم الغورى ]
مجمع العلوم و الكمالات ، منبع الفيوض و البركات ، حسين بن العالم الغورى ، معروف به امير سادات ، متخلّص به حسينى كه اعظم مرتبت كمالش از تصانيف شريف او هويدا و علوّ منقبت ذوق و حالش از نظم و نثر وى پيدا .
در عالم شباب روزى به شكار برآمده ، تيرى بر آهو انداخت . آهو متكلّم گشته ، [ گفت ] « 1 » : « اى سيّد ! تو را براى علم و معرفت و درد و محبّت آفريدهاند ، نه از بهر سير و شكار » ، و فورا از نظر غيوبت گرفت . به مجرّد سماعت اين قول پرشوق چندان وجد و ذوق بر وى مستولى گشت كه دفعتا از اين و آن درگذشت و به ترك مال و متاعى كه داشت پرداخته و اقوال علماى قيل و قال يكسر از خاطر بدر ساخته ، قدم عزيمت به راه طلب نهاد و آتش شوق سرمايهء قرار و شكيبش را بر باد داد . آخر كار با جمعى از قلندران
هامش
( 1 ) . به قياس افزوده شد .