به ياد ابرويى هر صبح سر در زير شمشيرى * خيال كاكلى هر شام بر پا گشت زنجيرى
به طبع دون نباشد گريه را رنگ اثر ، جودت ! * ثمر كى مىدهد از آبيارى نخل تصويرى
* * *
نالهام فاختهء سرو قباپوش كسى * داغ دل آينهء حسرت آغوش كسى
نالهها بىاثر و رحم به دلها كمتر * چه رسد آه به فرياد كسى ، گوش كسى
جودت ! از شوخى تقرير خجالت دارم * نكتهاى يافتهام از لب خاموش كسى
[ 144 ] [ مسمّات جميله اصفهانى ]
شمشاد بوستان نازكبيانى ، جميله اصفهانى كه از ولايت وارد هند گشته ، باز مراجعت نمود . طبع خوشى داشته و بس ظريفه بود . اين بيت از اوست :
جز خار غم نرست ز گلزار بخت ما * آن هم خليد در جگر لختلخت ما