تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
طاق ابروى تو را پيوسته در بازو كمان * چشم جادوى تو را همواره در ساغر شراب عكس خطّت لعل را فيروزه ريزد در بغل * رشك لعلت افكند ياقوت را آتش در آب جلوهء ناز تو را دل‌هاى محزون در جلو * حسن طنّاز تو را جان‌هاى شيرين در ركاب هشت چيزم دارد از درد جدايى هشت چيز « 1 » * تا نهان دارد رخ از من آن مه عنبر نقاب : دل غم و جان حسرت و تن محنت و خاطر الم * سينه آه و ديده اشك و طبع رنج و بخت خواب
* * *
برآيد از رگ من ناله‌گر بخارم تن * بدان مثابه كه مطرب زند به تار انگشت به تلخ‌كامى ايّام شاد باش و مزن * به شهد كاسهء هر سفله زينهار انگشت

[ 142 ] [ مير محمّد هاشم موسوى خان جرأت گيلانى ]

نظم‌پرداز خوش‌فكرت ، مير محمّد هاشم موسوى خان جرأت كه اصلش از گيلان است و مير محمّد شفيع پدر بزرگوارش كه از فضل و كمال بهرهء وافى داشته ، در خجسته بنياد اورنگ‌آباد رنگ سكونت ريخته . سلسلهء نسبش به بيست واسطه به جناب امام موسى كاظم - على جدّه و عليه الصّلوات و السّلام - مىرسد . وى در سنهء ثمان و ثمانين
هامش
( 1 ) . نسخه : خيز ؛ به قياس اصلاح شد .