دل بد مكن كه عمر نماند به هيچكس * اين يكنفس كه خوش گذرد ، بس غنيمت است
* * *
جام مى را بر رخ گلزار مىبايد كشيد * ابر بسيار است ، مى بسيار مىبايد كشيد
* * *
ما نامه به برگ گل نوشتيم * شايد كه صبا به او رساند
رباعيات
هركس به ضمير خود صفا خواهد داد * آيينهء خويش را جلا خواهد داد
هرجا كه شكستهاى بود ، دستش گير * بشنو كه همين كاسه صدا خواهد داد
و له
اى آنكه غم زمانه پاكت خورده ! * اندوه دل وسوسهناكت خورده !
ماننده قطرهاى باران به زمين * جا گرم نكردهاى كه خاكت خورد
[ 139 ] [ ملّا جعفر تبريزى ]
دلدادهء سخنورى ، ملّا جعفرى كه از شعراى مشهور تبريز است . به طريق صلاح و تواضع و انكسار موصوف و به شيوهء عاشقى معروف بوده . كلامش خوب است و اشعارش مرغوب . اين دو بيت از او به نظر درآمد :
دوش در مجلس حديثى ز آن لب مىگون گذشت * من ز خود رفتم ، ندانستم كه مجلس چون گذشت
* * *
كسى كه از تو ستمگر ستم هوس نكند * به خويشتن ستمى مىكند كه كس نكند