[ 136 ] [ سلطان ميرزا ابراهيم جاهى ]
بزمآراى والادستگاهى ، سلطان ميرزا ابراهيم جاهى ، كه خلف بهرام ميرزاى صفوى است ، در خوشنويسى و نظمپردازى وحيد عصر و در شجاعت و سخاوت فريد دهر بوده ، و آخر مائة عاشر كشته شد . اين چند بيت از او به ملاحظه درآمده :
نپندارى كه چشمش رسم عيّارى نمىداند * نمايد آنچنان خود را كه پندارى نمىداند
تا كى از وعدهء وصلم دهى ، اى شوخ ! فريب * اين سخن را به كسى گو كه تو را نشناسد
* * *
گر صد جفا كشم ز خط مشكبوى تو * حاشا كه آورم سر مويى به روى تو
[ 137 ] [ آصف خان ميرزا جعفر قزوينى ]
طبّاع نظمگستر ، آصف خان ميرزا جعفر ، كه خلف ميرزا بديع الزّمان قزوينى است ، در زمان دولت اكبر پادشاه به نزهتكدهء هند رسيده ، از پيشگاه شاهى مورد نوازشات فراوان گرديده ، ترقيات نمايان يافت ؛ و اواخر عهد اكبرى به درجهء علياى وزارت پايهء عزّ و اعتبارش افزوده و در عهد جهانگير پادشاه هم چندى به همان منصب بزرگ و عهد سترگ قيام داشته . آخر به مهم دكن مأمور گرديده ، همانجا در سنهء احدى و عشرين و ألف رخت به دار بقا كشيده . در نظمپردازى بىنظير و كلامش بىبديل است . اين چند بيت از او اختيار افتاد :