تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
دوستان چند كنم ناله ز بيمارى دل * كس گرفتار مبادا ز گرفتارى دل
* * *
ديدم تو را و رفت ز دست اختيار دل * آرى ز دست ديده خراب است كار دل
* * *
چه گويم كز غمت چون مىطپد دل * چو صيد غرقه در خون مىطپد دل
* * *
ز بس‌كه گشته‌ام از فكر آن ميان‌باريك * ز چشم مردم باريك‌بين نهان شده‌ام مگو كه پير شدى ، ترك عشق گو ، جامى ! * كه من به عشق تو پيرانه‌سر جوان شده‌ام
* * *
چون نيست محرمى كه زنم پيش او دمى * دمساز اشك و همدم آبى نشسته‌ام
* * *
اللّه اللّه ، كيست مست بادهء ناز اين‌چنين * كرده با خونين‌دلان بدمستى آغاز اين‌چنين مى ندانم چشم بهبود از كجا دارم كه هست * عشق بدخو ، يار ظالم ، چرخ ناساز اين‌چنين گر به تيغ عشق جامى كشته شد ، تدبير چيست ؟ * عشق اگر اين است ، خواهد كشت بسيار اين‌چنين
* * *
چو ناى بر دل من تنگ شد فضاى جهان * رسد به عرض نفيرم ز تنگناى جهان
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 197 | محمد قدرت الله گوياموى