تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ايشان خلوص عقيدت مىداشت و به تعظيم و تكريمش قسمى كه بايدوشايد ، نظر مىگماشت . و مولانا از مريدان نامدار خورشيد سپهر سرورى ، مولانا سعد الدّين النّقشبندى الكاشغرى بوده و سلسلهء ارادتش به سه واسطه به خواجهء بزرگ ، قطب العالم ، سيّد بهاء الدّين نقشبند - قدّس اللّه روحه - مىرسد و از قدوة الابرار ، خواجه عبيد اللّه احرار تربيت يافته و فيض‌ها برداشته ، چنانچه اكثر اوقات حضرت خواجه در شأن وى مىفرمود كه با وصف بودن آفتاب در ملك خراسان مردم چرا بنا بر روشنى چراغ به ماوراءالنهر مىآيند . با وجودى كه همچو مرتبهء عظمى و درجهء عليا داشت ، فأمّا اخفاى مال همه‌وقت پيش نهادهء خاطر مباركش بود كه مادام حيات به اشتغال علوم ظاهرى پرداخته و خود را در لباس شعر و شاعرى مستور ساخته ، و هرچند كه كرامات و خرق عادات اكثر از حضرت ايشان ظاهر مىشد ، ليكن آن‌همه را هيچ انگاشته ، بدان ملتفت نمىشد ؛ و اگر كسى به اظهار آن مىكوشيد ، از وى رنجيده مىگرديد . طبع همايونش كه به دقيقه‌سنجى و نكته‌پردازى در عهد خود عديل نداشته ، لطايف دوست و ظرافت‌پسند هم بوده ، بذله‌هاى نيكو و لطيفه‌هاى رنگين از او شهرت دارند . گويند ملّا ساغرى دعوى كرد كه شاعران اين زمان معانى را از اشعار من دزديده ، شاعر مىگويانند . چون اين مضمون به سماعت مولانا رسيد ، فىالبديهه اين دو بيت فرمود :
ساغرى مىگفت دزدان معانى برده‌اند * هركجا در شعر من معنىّ خوش را ديده‌اند ديدم اكثر شعرهايش را يكى معنى نداشت * راست مىگفت آنكه معناهاش را دزديده‌اند
بعد از آنكه اين دو بيت شهرت گرفت ملّا ساغرى شنيده ، شكايت به خدمت مولانا