خداوند جهان ، سنجر كه همواره چهار آيت * بود در رايت و راى و جبين و روى او پنهان
يكى بهروزى دولت ، دوم فيروزى ملّت * سه ديگر زينت دنيا ، چهارم نصرت ايمان
بنان اوست در بخشش ، سنان اوست در كوشش * لقاى اوست در مجلس ، لواى اوست در ميدان
يكى ارزاق را باسط ، دوم ارواح را قابض * سعادت را سيم مايه ، چهارم فتح را برهان
* * *
ديار تو از مى طربانگيزتر است * طبع تو ز آتش جفا تيزتر است
چشم تو ز روزگار خونريزتر است * خال تو ز شعر من دلاويزتر است
[ 134 ] [ نور الدّين عبد الرحمن بن احمد جامى ]
سرمست جام عرفان ، سرحلقهء عالمان نامى ، مولانا نور الدّين عبد الرّحمن بن احمد جامى - قدّس سرّه - كه از اولاد عالم ربّانى ، امام محمّد شيبانى بوده ، ذات شريفش در سنهء سبع عشر و ثمانمائه از نهانخانهء عدم در عالم شهود پرتو ظهور افكند ؛ و در اوايل حال به تحصيل علوم عقليّه و نقليّه اشتغال ورزيد و به حسن استعداد و رسايى ذهن و ذكا كسب علوم و فنون را به مرتبهء كمال رسانيد و از تصنيفات متكاثره عربيّه و فارسيّه منظومه و منثوره عالمى را بهرهمند فوائد وافر گردانيد . مدح ذات بركاتش از خير تحرير بيرون است و وصف كمالاتش از اندازهء تسطير افزون ؛ نظم دلگشايش دردانگيز و كلام جانفزايش دلآويز . امير على شير ، وزير مهين سلطان حسين ميرزا بايقرا با حضرت