عهد نوّاب شجاع الدّوله بهادر سر به راهى خدمت مصدره مىنمود ، و همان معاش بر ايشان جارى و به حال بود .
بالجمله ، در سنهء 1199 هجرى در قصبهء گوپامو زاهد وجود قدرت بر مصلاى ظهور نشست ، و بعد اقامت شعور نيّت اكتساب علم در دل محكم بست . فاتحهء صرف و نحو عربى به اقتداى مولوى محمّد مقيم خواند و سور كتب فارسيّه به اقتداى شيخ غلام جيلانى و شيخ بدر عالم با وى ضمّ گرداند . به مقتضاى ذوق طبيعى به خدمت مولوى خوشدل نقد سخنسنجى به كف آورد و به تحصيل فيض صحبتش به هم بزمى و هم كلامى ارباب اين فن اعتبار شايان پيدا كرد . از خوشطالعى به شرف بيعت جناب مولوى سيد شاه غلام نصير الدّين سعدى بلگرامى - قدّس سرّه - در سلسلهء عاليهء قادريّه مشرّف گرديد ، و به قيام اذكار و اشغال اين طريقهء سنّيه خود را بهرهور گردانيد ، سپس در سال 1227 هجرى به كشش قلبى حضرت خشنود - دام ظلّه - به مدراس رسيد ، و از ملاقات حضرت موصوف اوقات عزيز خوش كرده علم فرائض و حساب از خدمتش به سند رسانيد . بعد پنج سال از رهبرى طالع به وسيلهء معزّى إليه از ملازمت جناب نوّاب رضوان مآب كام دل حاصل ساخت و رفتهرفته به اضافهء مشاهره خطابخانى و خدمت توليت مقبرهء جناب نوّاب رحمتمآب علم افتخار افراخت ، إلى الآن بر همان عهده اشتغال دارد و سرانجام آن به كمال ديانت و خوبى مىدهد . علاوهء آن احد الحكمين محفل مشاعرهء اعظم است و در انفصال مقدّمات دخل و اعتراض شعرا مزاجش با انصاف توأم .
زاهد شبزندهدار و عابد پرهيزگار ، همّتش مصروف عبادت الهى و دلش همواره مشغول طاعت بارى ، ديوانى كثير الحجم ترتيب داده و بناى آن بر اقسام شعر حاليه نهاده ، تذكرهاى مسمّى به نتائج الأفكار به نهايت فصاحت و بلاغت و درستى عبارت و صحّت احوال و صداقت اقوال نگاشته ، و منّت بر ناظران گماشته ، چنانچه در اين سركار به قالب طبع درآمده در جوار و ديار و اطراف و اكناف به طريق هديه فرارسيده ، و
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: محمد قدرت الله گوياموى
ص١٩