قدرت اللّه گوپاموى را آورده و پس از برشمردن يازده مورد از آثار منظوم و منثور منسوب به قدرت - غير از ديوان اشعار - نامى از تذكرهء مذكور نيامده است ؛ و حتّى وفات او را نيز سنهء 1280 هجرى دانسته است « 1 » .
و همين سهو نيز در الذريعة تكرار شده است « 2 » !
خود قدرت اللّه نيز در ديباچهء تذكره شرح حال خود را با قلمى فصيح و نثرى شيوا نگاشته است كه تقريبا تكرار همان مطالب ذكر شده است .
از آثارى كه در اكثر تراجم حال قدرت اللّه به وى نسبت داده شده است ، چيزى به دست نيامد ، و حتّى صاحب ريحانة الأدب و صاحب الذريعة نيز ده موردى كه از آثار نظمى و نثرى به او نسبت دادهاند ، موفّق به رؤيت آن نشدهاند و خود قدرت نيز در شرح حال خود به چنين آثارى اشاره نكرده است . امّا قطعا ديوان اشعارى داشته و نمونههاى چندى در ذيل احوال او در تذكرههاى مختلف متأخّر يا همعصر وى آمده است .
استادان قدرت
از ميان كسانى كه قدرت در محضر آنها كسب فيوضات و علوم متداوله نموده ، و خود بدانها اشاره كرده است ، مىتوان به موارد زير اشاره كرد كه به نوبهء خود در تعليقات كتاب دربارهء هريك به تفصيل سخن خواهيم گفت :
1 - مولوى محمّد مقيم ؛ 2 - شيخ غلام جيلانى ؛ 3 - شيخ بدر عالم ؛ 4 - سيد شاه غلام نصير الدّين سعدى ؛ 5 - مولوى محمّد ارتضى على خان خوشنود ؛ 6 - خوشدل .
ممدوحان قدرت
نيز از ميان سلاطين و رجال دربارى كه قدرت با آنها ارتباط داشته و برخى را در اشعار خود مدح گفته ، مىتوان به اعظم جاه ( 1234 - 1241 ه ق ) ، فرزند عظيم الدّوله
هامش
( 1 ) . ر ك : ريحانة الأدب ، ج 4 ، ص 431 .
( 2 ) . الذريعة ، ج 3 / 9 ، ص 877 .