تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

حرف التّاء

[ 113 ] [ تدروى ابهرى ]

خوش‌خرام ميدان سخن‌گسترى ، تدروى ابهرى ، كه از اقارب نرگسى است ، در اوايل حال از وطن خود به دار السّلطنه روم رفت . در آنجا عزّت و اعتبار به هم رسانيده ، به هنگام تسلّط بيرم خان ، كه در ابتداى عهد اكبرى به سرانجام مهمّات سلطنت اختيار كلّى داشت ، از روم به هند آمده ، به خدمتش برخورد . به نوازشات بىكرانش حظّى وافر برداشت . هرگاه كه بيرم خان از راه بغاوت يا فوج سلطانى كه سركرده‌اش شمس الدّين خان اتكه بود ، به مقابله درآمده ، مغلوب شد . تدروى دستگير گشته ، مورد عنايات پادشاهى گرديد . در مراتب شعرى طبع خوشى داشته . آخر كار در سنهء خمس و سبعين و تسعمائه از دست دزدان كشته شد و در اكبرآباد مدفون گشت . اين دو بيت از كلام او به ملاحظه درآمده :
گرد هستى رفت بر باد و هنوز از آب چشم * خاكساران ره عشق تو را پا در گل است
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 167 | محمد قدرت الله گوياموى