كند طفل دلم نشو و نما همواره در آتش * كه باشد همچو داغ لالهاش گهواره در آتش
* * *
خواهم چو بهله با تو دمى همرهى كنم * دستى بر آن ميان زده ، قالب تهى كنم
* * *
نسبت من به تو ، نسبت عكس است به شخص * با توام ، گر همه در عالم ديگر باشم
* * *
به زير خاك هم در جستجوى ديدن رويت * مرا چون دام مىرويد ز هر تار كفن چشمى
[ 116 ] [ ميرزا محسن تأثير تبريزى ]
صاحب كمال دلپذير ، ميرزا محسن تأثير كه اصلش از تبريز است ، در نظمپردازى دستگاه وافر داشت و از رموز شعرى نيكو ماهر بوده . از اوست :
هزار شكر كه هنگام رفتن از در تو * چو استخاره نمودم به اشك راه نداد
* * *
گل شكفته به بانگ بلند مىگويد * كه ناخن گره دل لب خموش آمد
* * *
بر ما چه ستمها كه نرفت از تن خاكى * چون ريشه دويديم و به جايى نرسيديم