تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
است . يكى از اجداد امجادش از مشهد مقدّس وارد ممالك جنوبيّهء هند گشته . در گلبرگهء شريف رنگ اقامت ريخت . از آن جمله سيّد شاه ابراهيم مصطفى حسينى است كه خال قدوة السّالكين ، خواجهء بنده‌نواز ، سيّد محمّد گيسو دراز - قدّس سرّه - بوده و شاه نور اللّه حسينى از اولادش در زمان حكومت نوّاب سعادة اللّه خان به بلدهء اركات آمده ، رخت سكونت انداخت . پس از آن جدّ حقيقى وى ، سيّد ابراهيم حسينى ، در عهد رياست نوّاب والاجاه جنّت آرامگاه در مدراس بود و باش اختيار كرد و به خوبى و خوش‌اسلوبى به سر برد . ولادت سيّد مرتضى بينش در سنهء ستّ و عشرين و مأتين و ألف همان‌جا رو داده . جوانى است خوش‌خلق و فهميده و نكته‌فهم و سنجيده ، طبع موزون و فكر رسا دارد . اين چند بيت از اوست :
نتوان يافت جز به كوچهء يار * دل از خود رميدهء ما را
* * *
خطّ شعاع نيست كه سرپنجهء جنون * گشته است تارتار گريبان آفتاب
* * *
لخت‌جگر به چشم تر من رسيده است * يا اوفتاده عكس لب يار من در آب تا جلوه‌گاه حسن پرىطلعتان شود * آيينه‌وار ديدهء من داده تن در آب
* * *
بگفت يار به شوخى : مبين جمال مرا * نهادم از مژه بر چشم اشكبار انگشت اگر گلى به هوس پيش يار هديه برم * به ناز مىنهد آن شوخ بر عذار انگشت
* * *
عكس زلف افكنده در چشم ترم دل مىكشد * همچو ماهىگير دريا طرفه طرح دام ريخت
* * *