[ 81 ] [ مولوى محمّد باقر آگاه نايطى المدراسى ]
صدر ديوان سخنشناسى ، مولوى محمّد باقر آگاه نايطى المدراسى كه اصلش از بيجاپور است ، ولادتش در ويلور سنهء ثمان و خمسين و مائة و ألف واقع شده . ذات همايونش به حليهء فضائل و كمالات آراسته بود و وجود با جودش به فنون عجيبه و غريبه پيراسته . سردفتر ارباب فضل و كمال ، سرحلقهء بلندطبعان خوشخيال ، صاحب تصنيفات متكاثره و كمالات باهره ، مرد ميدان سخنورى و شمع ايوان نظمگسترى . الحق در خيابان كرناتك همچو وى سروى سر نه بركشيده و از كلّ زمين مدارس مثل او گلى رنگافروز نگرديده . به طبع نقّاد داد سخنپردازى درداده و ابواب فيوض نامتناهى بر روى طالبان اين فنّ گشاده . آخر الأمر در سنهء عشرين و مائة و ألف وفات يافت . از ابكار افكار اوست :
غم فراغ تو ازبسكه كاست جان مرا * عصا ز آه بود جسم ناتوان مرا
* * *
بستم به طرّهء تو دل زار خويش را * آخر فكندهام به سرت بار خويش را
* * *
در خاك هم ز زلف تو داريم پيچوتاب * سنبل چگونه سرنكشد از مزار ما
* * *
كدامين شمع رو باشد نهان در پردهء چشمم * كه فانوس خيالش گوهر اشك من است امشب
سر خود گير ، اى زاهد ! اگر خواهى سر خود را * كه اندر بزم رندان شور بشكن بشكن است امشب
* * *