نمرود اشتغال مىنمود در قرب و جوار آن شهر دمشق را احداث فرمود بعد از خرابى اسكندر رومى تعمير كرد و دمشق نام در عظمت آن اهتمام تمام به عمل آورد دمشق و فلسطين و ايليا و حمّص و اردن فرزندان سام بودند و هريك از اخوان ناحيتى آباد كرده بنام خود موسوم نمودند الحاصل شهر دمشق را بحسب كثرت آب و خضرت زمين و افزونى نعمت و وفور دولت و بسيارى عمارات و زراعات بهشت اين جهان كفتهاند چنان كه صاحب تاريخ وصّاف آورده كه روايت شده كه اكر بهشت در آسمانست وى محاذى دمشق است و اكر در روى زمين است همان دمشق است راقم كويد كه اين روايت به نظر ضعيف مىآيد زيرا كه در عالم سياحت بهتر از شهر دمشق ديده شده است بلى دمشق شهر خوب و مدينهء مرغوبست و هر طايفهء در آن شهر معاش توانند نمود در زمان بنى اميّه به مرتبهء معمور بود كه دور آن به هجده فرسخ رسيد و كثرت و ازدحام خلق در آنجا بهغايت كرديد اكنون كه سنهء هزار و دويست و چهل و هفت هجريست قرب سى هزار باب خانه در اوست و نواحى آباد و قراى خرّمبنياد مضافات اوست مردمش قوم عرب و اكثر شافعىمذهب و ديكر نصارى و قليلى يهود و كمى شيعهء اماميّه و ديكر حنفىمذهب و ديكر مالكى و ديكر سامرى و ديكر يزيدى و ديكر علىاللّهى صد مناره و سيصد مسجد و صد مدرسه و دويست حمّام و شش هزار دكان و مجموع آنها از سنك تراشيده در غايت استحكام ساختهاند و نهرهاى بسيار در كوچه و بازارش جارى و بر جميع عمارات و خانهاى آن ساريست مردمش عموما لطيف و ظريف و سفيدچهره و از متاع صباحتمنظر و تناسب پيكر بابهرهاند با وجود آنكه از اقليم سيّم است برف بسيار دارد اعتدال هواى آنجا به مرتبهايست كه درخت كردكان و نارنج و نارنگى در يك بوستان و ميوههاى كرمسيرى و سردسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزان است اصل آن شهر در زمين هموار واقع و مايل به طرف جنوب و طولانى اتّفاق افتاده و سمت غربى و قليلى از شمال او كرفته و دو طرفش بهغايت كشاده است چون آب آن ديار از پاى اشجار سايهدار مىكذرد و مسافت بسيار طىّ مىكند لهذا آبش ناكوار و هوايش اندك ناسازكار است چنان كه يكى كفته مائها دمّ و هوائها سمّ كويند دوازده هزار باغ و ده هزار دكان شعربافى در آن شهر است جامع امويه كه مشهور جهان و معروف ابناى زمانست در وسط شهر واقع شده و چهلستون يكپارچه از سنك رخام و بلندى ستونها نه كز كموبيش و قطرش هجده وجب در شبستان جامع كار كردهاند و پنج مناره دارد و سقف مسجد شيروانىپوش است و شش هزار قنديل در آن مسجد است و تمام شب مىسوزد و در شش محلّ آن درس كفته مىشود و در ايّام جمعه بعد از فراغت از نماز در هفت موضع آن حلقه ذكر جلى منعقد مىكردد طول مسجد پانصد و چهل و هفت كام و عرضش صد و پنجاه كام و مداخل موقوفات يوميّه آن سيصد مثقال طلا مىباشد و مقدار ضرورت صرف نموده باقى را مخزون نمايند و قرآنى بخطّ امير المؤمنين على ع و قرآنى به خط عثمان در آن جامع است و كتب خانهء عظيم دارد و كتب بسيار از هر علم در اوست و حضرت يحيى بن زكريّا در شبستان آن سمت مشرق مدفون و زيارتكاه هر عالى و دونست و بر يك دروازهء آن كه باب مروان خوانند سر مبارك يحيى ع و سر مبارك سيّد الشّهداء ع آويخته شده آن جامع قديم الايّام بتخانه بود و بعد كليسا شده وليد بن عبد الملك مروان آن را مسجد جامع كرده در تاريخ شام آمده كه شش هزار هزار دينار زر سرخ در آن مسجد خرج كرده و در صور اقاليم مذكور است كه محصول پنج سال ملك شام در آن صرف شده است قبور انبياء و اوصياء و اصحاب رسول خدا ص در آن شهر و نواحى بسيار است قبر بلال در خارج شهر و در قبرستان و سمت قبلى واقع و قبر يزيد نيز همان طرف اتّفاق افتاده به سكه بر آن قبر سنك انداختهاند تلى ريك شده و قبر معاويه در شهر است كنبد دارد امّا بيت اللّطف واقع شده فقير كويد كه مدّت شش ماه در آن شهر توقف نموده و چندان ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و
حال و اهل حسن و جمال در آن ديار مشاهده كرديده كه اكر بطريق تفصيل مذكور شود هرآينه دفترى علىحده كردد و بعضى از احوال ايشان در كتاب رياض السّياحه و حدائق نوشته شده است و قديم الايّام از فرقهء علماء و فضلاء و عرفاء زياده از چندوچون از آنجا ظهور نمودهاند و همواره ملوك و سلاطين روزكار آن ديار را دار الملك خود كردهاند منجمله طايفهء بنى غسّان و بنى اميّه بودند و چهارده كس از بنى اميّه حكومت نمودند كه تفصيل ايشان در ضمن ذكر شام خواهد آمد
ذكر شيخ عبد اللّه افندى
آن بزركوار از طايفهء عرب و از علماى حنفىمذهب بود و در علوم نقليّه و ادبيّه بر اكثر علماى دمشق تفوّق مىنمود و كتب فقه حنفيّه خوب ديده و نيك ورزيده بود و مرجع و مآب اهل سنّة و جماعت بود فقير روزى از وى سؤال نمود كه درباره شيعه چه فرمائى و در حق ايشان چه حكم نمائى در جواب فرمود كه فرقه شيعه به حكم حديث نبوى ص
سبّ الشّيخين كفر لا توبة له
كافر و ملعون و از دايرهء اسلام بيرونند و چون بر طبق آيهء كريمه
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ
خلفاء بشرف رضوان مشرّف شدهاند و بر وفق آيهء شريفهء
السَّابِقُونَ