تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
از مشرق به درياى محيط و از مغرب بملك كجرات قدرى به دريا و از شمال بولايت نفس هندوستان و قدرى به دريا و از جنوب بارض سرانديب و بحر اغلب مردم آن ديار هندوان و بعد مسلمان و ديكر اهل ايمان و ديكر اسماعيلى و ديكر نصارىاند ملك دكن همواره مقرّ راجهاى جم‌شوكت بوده و مركز رايان فريدون حشمت بعد از ظهور ملّت بيضا اكثر اوقات دار الملك ملوك اسلام بوده از آن جمله ملوك بهمنيّه و نظام شاهيّه و عادل شاهيّه و قطب شاهيّه و عماد شاهيّه و ملوك بريديّه و تابكيّه به‌غايت با اقتدار و دولتمدار بودند تفصيل احوال ايشان در تواريخ هند مسطور و حقير هم در كتاب رياض السّياحة اجمالا مذكور نموده و ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال نيز از آنجا ظهور نموده‌اند من جمله ابو الفضل صاحب تاريخ اكبرى و فيضى شاعر از آنجا بوده‌اند عموما سكنه آن ديار اسمر اللّون و سبز چهره و از ملاحت‌پيكر بابهره‌اند و غريب‌دوست و فقيرپرور و باصداقت باشند و خاطر بندكان خدا را به تيشه جور و جفا نخراشند و در ميان جماعت هندوان اهل رياضت و مجاهده فراوان ديده شده و ارباب فراست و حدس صايب و معرض از دنيا از ايشان به نظر آمده كه تفصيل همه طول دارد بعضى از بلاد آن ديار بطريق معهود نوشته شده و بعضى ديكر نوشته خواهد شد و تفصيل صوبهاى آنجا در ضمن هندوستان خواهد آمد

ذكر دكّه

مهمل آن مكّه است وى قريه‌ايست ما بين كابل و پيشاور و رود بزرك از قرب او مىكذرد و در زمين هموار واقع و اطرافش فىالجمله واسع است و جبال شامخه نزديك اوست و قرب دويست خانه در اوست آبش خوب و هوايش كرم و مردمش وسطالحالند همكى مذهب حنفى دارند مكرّر ديده شده باغات ندارد

ذكر دمار

بر وزن حمار بلده‌ايست از بلاد يمن قريب بولايت كوكبان مردمش قوم عرب و زيدى مذهب و شيعهء اماميّه نيز دارد از اقليم دويّم و هوايش كرمست راقم نديده

ذكر دمورقاپى

نام باب الابواب دربند است مذكور شده احتياج بتكرار ندارد

ذكر دمطور

قريه‌ايست در هشت منزلى شهر كشمير ما بين پيشاور و مظفّرآباد واقع قرب جبال شامخه اتّفاق افتاده آبش خوش‌كوار و هوايش حار قرب سيصد خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست باغاتش كم و زراعتش بسيار و خلقش اهل سنّة و جماعت و ديكر هندوان و شيعه نيز دارد راقم ديده

ذكر دمياط

شهريست كثرت مناط از شهرهاى مصر است در كنار دريا و يك طرف او رود نيل واقع و اطرافش واسعست از اقليم سيّم و هوايش كرم و آبش كوارا و خاكش فرح‌افزاست قرب ده هزار باب خانه در اوست و نواحى بسيار مضافات اوست از ميوه‌ها هندوانهء آنجا به‌غايت نيكوست و بوستان و نخلستان آنجا فراوان و حبوب و غلّاتش ارزانست آن شهر در پنج فرسخى درياى شور و در زمين هموار اتّفاق افتاده و اكثر مشتهياتش مهيّا و آماده است مردمش طوايف مختلفه‌اند اغلب قوم عرب و شافعىمذهب و ديكر نصارى و يهود و قبطىاند در آنجا قلعه‌ايست به‌غايت محكم و خرد در كرفتن آن بطريق زور سردركم است راقم ديده است

ذكر دماوند

قصبه‌ايست شهرمانند از اقليم چهارم هوايش به سردى مايل و آبش از چشمه‌سار و سازكار در قرب جبل عظيم واقع است كه آن كوه را بدان شهر خوانند كويند از بناهاى كيومرث پيش‌داديست قديم الايّام شهرى بزرك بوده اكنون قرب دو هزار خانه در اوست و قراى معموره مضافات اوست ميوه‌هاى سردسيريش ممتاز و سيب آنجا بامتياز است مردمش همكى شيعىمذهب و سفيدچهره‌اند اشخاص صاحب‌كمال از آنجا ظهور نموده‌اند من‌جمله مولانا عبد الرّحيم قدس سرّه صاحب مفتاح الاسرار از آنجا بوده

ذكر دمشق

شهريست معمور و بلده‌ايست مشهور از اقليم سيّم طولش از جزاير خالدات نج عرضش از خطّ استوى لج بعضى كويند كه حضرت نوح ع بعد از طوفان اوّل شهرى كه بنا نمود شهر دمشق بود برخى كويند كه ضحّاك تازى آن شهر را احداث نمود و جمعى كفته‌اند عاد بن عوض بن سام برآورد و بقولى اسكندر اوّل بعد از سفر مشرق بدان مكان رسيد و دمشق نام بامر اسكندر آنجا را ساخت و بنام خويش موسوم كردانيد و فرقهء بر آن رفته‌اند كه غلامى و مشاق نام نمرود به حضرت ابراهيم ع بخشيد و آن غلام بامر آن حضرت آن شهر را احداث كرده باتمام رسانيد و دمشق نام نهاد و بروايتى سليمان ابن داود ع آن شهر را بنا نمود و بقولى دمشق ابن قاين ابن مالك ابن ارفحشد ابن سام احداث فرمود و زمرهء كفته‌اند كه دماشق ولد نمرود ابن كنعان ساخته و بعضى كويند بزركان يونان باتّفاق يكديكر آنجا را طرح انداخته‌اند امّا باتّفاق اكثر مورّخين اوّل كسى كه در آن زمين عمارت نمود ارم ابن سام ابن نوح ع بود و ارم در آن مكان باغى ساخت و عمارات عاليه طرح انداخت آن باغ را ارم مىكفتند در خوبى بىبدل بود بعد از آن شدّاد ابن عاد در آنجا عمارات فراوان ساخت و بهشتى و دوزخى طرح انداخت و آن را ارم ذات العماد نام نهاد و آيهء
إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ
در خوبى آن شاهد است بعد از مرور دهور و كرور شهور تارخ كه آن را آدر نيز كويند عمّ حضرت ابراهيم بود به وزارت
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 283 | زين العابدين شيروانى