تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
و فاضل و عارف بودند راقم كويد كه طايفهء خزاعى امّتى بسيار و قومى بيشمارند و اكثر ايشان در عراق عرب و در كنار شط فرات مسكن دارند و جمعى از ايشان در بعلبك و غيره حكومت كذارند راقم بسيارى از آن طايفه را ديده و بصحبت ايشان رسيده است در اكثر اوصاف حميده ممتاز و در مهمان‌نوازى و غريب‌پرورى بامتيازند

ذكر خسروآباد

نام چند قريه است در عراق و فارس و خراسان و مشهورترين آنها خسروآباد خراسان است راقم اكثر آنها را ديد

ذكر خشت

هنكام بهار چون بهشت است نام قصبه‌ايست از بلاد فارس و در يك‌منزلى كازرون واقع و در زمين هموار اتفاق افتاده و اطرافش فىالجمله كشاده است دور ولايت آن جبال شامخه دارد مقدار يك فرسخ از هر طرف كم‌وبيش دور است و نخلستان او موفور آبش بسيار و هوايش حارّ قرب هزار باب خانه در اوست و بيست پاره قريه مضافات اوست مردمش همكى شيعىمذهب و بدمشربند عموما از معارف انسانى مبرّا و از كسوت مردمى معرّااند مكرّر ديده شده مركّبات خوب دارد كويند اشخاص خوب از آنجا برخواسته‌اند و به زيور كمالات نفسانى آراسته‌اند

ذكر خفر

بر وزن جفر بلوكيست خوش و ناحيه‌ايست دلكش از كشور فارس و در سه منزلى شيراز ميان جبال اتفاق افتاده و سمت مشرق و مغرب آن كشاده است و نهر بزرك از وسط ملك خفر مىكذرد قرب سى پاره قريه معموره در اوست و اكثر ميوه‌هاى سردسيريش نيكوست آبش خوب و هوايش مرغوبست برنج چنپاى وسط مايل به خوبى در آنجا بسيار حاصل مىشود مردمش همكى شيعىمذهب‌اند و قبر جاماسب حكيم آنجاست و حكيم الهى شمس الدّين محمّد شاكرد صدر الحكماء مير صدر الدّين محمّد شيرازى صاحب تصانيف كثيره از آنجا بوده و در حكمت تاليفات خوب نموده

ذكر خفرك

مع الكاف بلوكيست از فارس و سمت شمال شيراز واقع شده و طرف شمال و جنوبش جبال شامخه دارد فاصله ميانه جبلين يك فرسخست و شرقى و غربى آن به‌غايت كشاده است قرب بيست پاره قريه در اوست آبش وسط و هوايش در موسم تابستان بد است و در هنگام زمستان و بهار بد نيست از فواكه انجير و انارش ممتاز و از ارتفاعات برنجش بامتياز است مكرّر مشاهده شده خوب‌ترين آنجا قريه سيدان و محلّى بهجت توامانست سادات صحيح النّسب در آنجا سكونت دارند در خفرك برنج بسيار بكارند راقم را بلوك خفر خوش‌تر آمد از خفرك و مردم خفرك بهترند از مردم خفر

ذكر خلج

بضمّ خاء شهريست دلكشا در اصل نام فرزندزادهء يافث ابن نوح ع بوده كه آن ملك را آباد كرده بنام خويش موسوم نموده در ضمن تركستان مذكور شده است

ذكر خلج

نام طايفه‌ايست از طوايف ترك امّت بسيار و قوم بيشمارند از نسل ترك ابن يافث ابن نوحند جمعى از آن طايفه در كشور هندوستان و غيره سلطنت كرده‌اند در اكثر بلاد فارس و عراق و خراسان و كابل و توران سكونت دارند اغلب و اكثر ايشان شيعه اماميّه‌اند و ديكر حنفىاند راقم با طايفهء خلج معاشرت بسيار نموده و ابواب مجالست بر روى ايشان كشوده اشخاص نيك‌محضر و ستوده سير در ميان ايشان كمتر ديده شده است ليكن مردمان صاحب هوش نيز دارد در معنى خلج تركان كفته‌اند كه چون اوغور خان ابن قراخان ملك اصفهان كرفته مراجعت نمود در اثناء راه زنى بزاد و بسبب عدم غذا شير نداشت و شوهر او تذروى كه شغال شكار كرده بود بكرفت و زن او تذرو را خورده شير در پستان زن آمد و طفل شير خورد آنكاه زن و شوهر به لشكر اوغور خان رسيدند چون بانياق نبوده كه كسى از اوغور خان بازماند لاجرم اوغور خان از آن مرد رنجيده كفت كه قال آج يعنى كرسنه بمان از كثرت استعمال خلج كفتند طايفه خلج از نسل آن مرد و زن مىباشد و اللّه يعلم

ذكر خليل‌آباد

نام چند موضع است در عراق چندان امتياز ندارند اكثر انها ديده شده است

ذكر خلخال

نام ولايتى است مسرّت‌مآل از ولايت آذربايجان قديم الزّمان يكى از ملوك ايران شهرى بر سر كوهى احداث كرده فيروزآباد نام نهاد الحال مجموع آن ولايت را خلخال كويند قرب صد پاره قريه معموره در اوست آبش از چشمه‌سار و خوش‌كوار و هوايش به سردى مايل و سازكار جميع بلادش كوهسار است و محدود است از مشرق بكيلان و از مغرب باردبيل و از شمال به مغان و طالش و از جنوب بزنجان سكنه‌اش همكى شيعىمذهب و جبلىمشرب و بعضى ترك‌زبان و ديكر تاجيكند از فواكه سيب ممتاز دارد مكرّر ديده شده كويند رعيّت آن ديار زرخريد حكّام آن ولايتند

ذكر خلّم

بضمّ خاء شهريست در دو منزلى بلخ آبش شيرين مردمش تلخ راقم كويد كه در كتب تواريخ ديده كه فرعون از آن ديار بوده سكنه خلّم همكى سنّى و حنفىمذهب و به‌غايت متعصّبند هوايش نيز بد است

ذكر خمسه

در لغت عرب