تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
بر ارباب سلوك الى طريق الحقّ بصراط المستقيم و منهج القويم كرامة لاوليائه و تفخيما لأحبّائه و اكر چيزى ظاهر شود از مرتاضين غير نهج القويم و صراط المستقيم از اصحاب بدع و ملل باطله آن از عالم جلال و قهر و شيطانيست و استدراج و مكر اللّه است مرتبهء سيّم فراستى است كه حاصل مىشود از براى اهل تمكين از انبياء و اوصياء و كمل اولياء در عين جمع و فنا كه عارض نمىشود صاحب آن را از ظهور معجزه و كرامات و خوارق عادات از ايشان منسوب كردانيدن آن را به خود لا لسانا صريحا و لا كناية و اشارة و لا قلبا زيرا كه ايشان مىدانند كه ايشان نيستند و نبوده‌اند ازلا و ابدا و ايمن‌اند از رؤيت ذاتى و صفتى و فعلى از براى خود امّا تعظيم قال اللّه تعالى
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً
وقار و تعظيم هر دو يك معنى دارد و تعظيم معرفت و عظمتست با تذلل از براى صاحب آن و آن بر سه مرتبه است اوّل تعظيم اوامر و نواهى به آنكه قبول احكام الهى نمايد بالطّوع و الرّغبه و جهد كند در امتثال امر و انتهاى نهى بر عزيمت و استقامت تا آنكه از جمله جفاكاران و مخالفان و عاصيان نبوده باشد زيرا كه اهل سلوك ارتكاب رخص و مجوزات شرعى در حق ايشان معصيت است و تفريط است تفريط خروج از اعتدال است و افراط نيز ننمايد يعنى رياضات غير وارده در شرع را متحمّل نشود كه آن نيز جفاست و احكام شرعى محدود است و عقل و قياس را در آنها مدخلى نيست مرتبهء دويّم تعظيم حكم اللّه است به آنكه اعتقاد راسخ و يقين ثابت داشته به آنكه در احكام الهى اعوجاج و خلاف تسديد واقع نيست و مراد واحد است و نظر بر مراد اللّه باشد پس اكر بر او ظاهر شود حقيقت حكمى از احكام الهى بطريق مكاشفه و مستند آن بحسب ظاهر علم ضعيف و عمل به آن غير مشهور باشد عمل به آن سند ضعيف غير مشهور نمايد و تصحيح حكم از مرتبه عالى نمايد و اين ثمره عمل بعلم است و اوايل نزول معارف و اطّلاع بر سر قدرتست و منظور ندارد از عمل خود ثوابى و عوضى بلكه صدور اعمال از او محض امتثال و ابتغاء وجه اللّه باشد مرتبهء سيّم تعظيم حقست به آنكه مشاهده نكند از براى اسباب اثرى الّا به تأثير بارىتعالى و ملاحظه نكند از براى خود و غير خود بر حقتعالى حقى هرچند جدّ و جهد در طاعت نمايند ايشان را بر حقتعالى منّتى نيست زيرا كه جدّ و جهد در طاعت نيز از اوست و آنچه از نغم بخلق مىرسد همه محض فضلست و از نقم آنچه مىرسد محض عدلست و منازعه ننمايد در اختيار خود به اختيار حق و فانى كرداند اختيار خود را در اختيار او و لا شىء داند و نه‌بيند ذات خود را در نزد ذات او امّا الهام قال اللّه تعالى
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
و الهام مقام محدّثين است و فوق فراستست و محدّثين اهل مكاشفه‌اند و ايشان دو فرقه‌اند متبوعين و تابعين متبوعين ائمه اثناعشراند عليهم السّلام و تابعين اولياء و متقيان چنان كه حضرت رسول ص فرموده انّ فى امّتى محدّثين و حذيفه و سلمان و اويس القرن از ايشانست و آن بر سه مرتبه باشد اوّل الهام اولياء و متقيان و آن اعلام و ظاهر كردانيدن اشياست بر ايشان بر امر حقتعالى و ظهور قطعى لا ريب فيه زيرا كه اين مرتبه خالص كرديده است از تردّدات عقل و تصرّفات شيطانى پس آنچه ديده و دانسته مىشود در اين مرتبه لا شك فيه است مرتبهء دويّم الهام اولياء متبوعين است و وقوع آن عيانا ظاهرا بلا خفاء فيه و صاحب آن پاره نمىكند ستر فضائح و قبايح اعمال عاصيان را كه بر او ظاهر كرديده و تفضيح نمىنمايد اهل معصيت را زيرا كه امين اللّه است و تجاوز نمىكند حكمى از احكام شرع را و خطا عارض نمىشود مكاشفات او را زيرا كه آنچه بر او ظاهر شده همه مطابق بما عند اللّه است مرتبهء سيّم الهام نبى است و اين فوق حالت وحى اوست و وقوع آن در حال فنا و اضمحلال اوست در عين جمع پس مشاهده‌كننده حقست به عين الحق و ناطقست از عين ازل مخلصا خالصا بلا بقاء غير و نيست از براى اين مرتبه غايتى و ممتنع است بسوى آن اشاره و صاحب اين مقام هركاه مخاطبه مىنمايد با محجوبين تنزل مىكند بمقام ادراكات ايشان و با هريك مكالمه مىكند به قدر فهم ايشان نحن معاشر الأنبياء نؤمر ان نتكلّم النّاس على قدر عقولهم امّا سكينه قال اللّه تعالى
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ
و آن ورود و نزول امريست من اللّه در قلب نبى ص و قلوب مؤمنين و جمع مىكردد نور و مودّت و روحى كه ساكن مىكردد به آن خايف و تسلّى مىيابد به آن محزون امّا سكينه بمعنى وقار كه در قلب ارباب آن بهم مىرسد آن ضوء و روشنى اين سكينه است و آن سه مرتبه دارد اوّل