تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ
زيرا كه صبر باعتبار قوّت و توانائى نفس است و لا قوّة الا باللّه پس هرك را بارىتعالى قوّت كرامت نفرمايد صبر نمىتواند نمود و صبر حبس و منع نفس است از اظهار شكوه و ناخوشى كامن در او بورود امور غير ملايم بر او در نزد غير بارىتعالى و آن اصعب منازلست بر عوام و آن سه مرتبه دارد اوّل صبر از معصيت يعنى اجتناب از آن به ملاحظه وعيد و براى بقاى ايمان زيرا كه عاصى در اثناى معصيت ايمان از او مسلوبست و احسن از معصيت حياء از بارىتعالى است زيرا كه اللّه تعالى مشاهده مىكند او را مرتبهء دويّم صبر بر طاعتست بر آنكه محافظت نمايد حدود و اوقات و مواظبت و دوام رعايت اخلاص را و نيكو بجا آوردن با علم آن بقانون شرعى بلا اخلال در آداب و سنن مرتبهء سيّم صبر در مصائب و بلايا بملاحظهء جزا و انتظار روح فرج را و آسان كرداند مصائب را به‌آنكه بشمارد نعم و منن غير متناهيه را از جانب حق بر او و بداند كه بلا نيز نعمتست و بر آن شكر نيز لازمست امّا رضا قال اللّه تعالى
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
و رضا اسم است از براى وقوف عبد صادق على ما ورد عليه و طلب ننمايد تقدّم و تاخّر و زياده و نقصان و استبدال ما هو ورد عليه را و اين اوايل سلوك خواص است و اين و اعلى مراتب عوام است و آن نيز سه مرتبه دارد اوّل رضاء عوام و آن راضى بودن به ربوبيت اللّه تعالى و ناخوش داشتن عبادت غير او را و آن به‌منزله قطب و مدار عليه اسلام است و آن بيرون‌آورنده است از شرك ظاهر جلى و علامت صحت اين مرتبه سه چيز است اوّل آنكه بارىتعالى محبوب‌ترين اشياء باشد در نزد عبد دويّم آنكه او را اولى بتعظيم داند سيّم آنكه او را شايسته و لايق عبادت داند مرتبهء دويّم راضى بودن عبد است از بارىتعالى در هر چيز كه به حكم قضا و قدر بر آن جارى كرداند و صحّت آن نيز بر سه امر است اوّل تساوى احوال از فقر و غنا و صحّت و سقم و شدّت و رخا دويّم سقوط خصومت او با خلق سيّم خلاص يافتن از سؤال و الحاح به غير از وجه تعبّد مرتبهء سيّم راضى بودن برضاى بارىتعالى به حدّى كه مشاهده نكند در خود رضائى و سخطى تا آنكه باعث شوند او را بر حكم و فرقى نماند ميان آنكه او را به جنّت برد يا بنار و حاصل نمىشود اين مقام مكر از براى آن‌كسانى كه محبّت ايشان به حضرت بارىتعالى بكمال رسيده باشد رزقنا اللّه بفضله امّا شكر قال اللّه تعالى
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
و شكر اعظم طاعاتست و از اينست كه عباد شاكر قليلند زيرا كه شكر به ازاى نعمت است از براى منعم پس صدور آن علامت معرفت منعم است و قبول و ثناى منعم بر آن و اين طريق عوام است و در حكم مرتبه اوّلست مرتبهء دويّم شكر بر مكاره است و اين يا صادر مىشود از كسى كه مساويست احوال بر او پس از او صادر مىكردد بسبيل اظهار رضا از آن يا از كسى صادر مىكردد كه احوال او مساوى نيست و صدور آن از آن‌كس از كظم غيظ و ستر شكوه است و رعايت ادب و سلوك مسلك اهل علم مرتبهء سيّم آنكه مشاهده ننمايد عبد مكر منعم را و هركاه ديد او را عظيم مىشود در نزد او نعمت زيرا كه منعم عظيم است و عطاى عظيم عظيمست و هركاه ديد او را و مشاهده نمود به عظمت مشاهده مىنمايد او را باادب و حيا و شيرين مىشود در نزد عبد شدت و مكاره و هركاه او را مشاهده نمود منفرد مشاهده نمىنمايد از او نعمتى و شدّتى يعنى مرتفع مىكردد در نزد عبد امتياز امّا حياء قال الله تعالى
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى
و حيا از اوايل مراتب خواص است زيرا كه احد جزئى مرتبه احسانست و احسان آنست كه عبادت نمائى بارىتعالى را با يقينى كه كويا او را مشاهده مىنمائى و او ترا مشاهده مىكند و سبب حيا تعظيمى است كه حاصل از ود است و آن بر سه مرتبه است اوّل حيا متولد از علم عبد است به آنكه بارىتعالى او را مشاهده مىكند و حاضر است با او در هرجا پس متحمّل مىشود مشقت و مجاهده را و قبيح مىكرداند در نزد او ارتكاب جنايت را و منع مىكند او را اظهار شكوه و فرح و نشاط بهم مىرساند از خدمت در حضور محبوب و مولاى خود مرتبهء دويّم حيائيست كه متولّد مىشود از علم بقرب يعنى دانست بعلم يقين كه بارىتعالى اقرب
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 246 | زين العابدين شيروانى