تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
جميع اوقات از براى عبادت هر چندان شغل عبادتست مرتبهء سيّم توكّل مع معرفت توكّل به آنكه توكّل اعتماد كار خود به غير است باعتبار ثقه و اعتماد به او و امرى از براى كسى نيست كه او را به خدا واكذارد بلكه الامر كلّه للّه بل لا شىء حقيقة الّا اللّه و اين متوكّل مرتبه سيّم اكر تارك شغل و اكر مشغول بر او مساويست امّا تفويض قال اللّه تعالى
وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ
الى آخر آيه تفويض اعلى مرتبه است از توكّل زيرا كه توكّل بعد از وقوع سبب است و تفويض قبل از وقوع سبب است و توكّل شعبه‌ايست از تفويض و آن بر سه مرتبه است اوّل آنكه عبد بداند بعلم يقين به آنكه نيست او را حول و قوّتى الّا باللّه و نااميد نكردد از معاونت و نصرت بارىتعالى و اعتماد نكند بعزم و قصد خود زيرا كه قلب بين اصبعين رحمن است و مىكرداند او را به هر طرف كه مىخواهد و تفويض نمايد امر خود را به حق و از حق داند مرتبهء دويّم آنكه به عين اليقين مشاهده كند كه لا مؤثّر فى الوجود الّا اللّه و در اين وقت قطع‌نظر مىنمايد از ثمرهء فعل خود بلكه نجات را نمىبيند مكر به رحمت حق و هلاك نيست مكر به نقمت او پس مضطر وامىكذارد امر را به صاحب امر مرتبهء سيّم شهود انفراد حقست در تصرّف بلكه در وجود پس كلّ ما وقع فى الكون من الحركة و السّكون و القبض و البسط و غير ذلك بل يصير المفوّض اليه واحدا كما كان ازلا و ابدا و لا تفرقه الّا فى عين العقل امّا ثقه قال اللّه تعالى
فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ
و آن بر سه مرتبه است اوّل مايوس بودن عبد است بعلم يقين به آنكه مخالفت قضا و قدر نمىتواند نمود و قضا و قدر جارى نمىكردد مكر بر خير و صلح پس فارغ مىكردد از تعب و رنج و قانع مىشود به‌آنچه حاصل مىكردد از براى او از رنج و راحت و سالم مىماند از معارضه نفس و تابع مىكردد حكم را طوعا بلا كره و كدورة مرتبهء دويّم و آن ايمن بودن عبد است از آنكه آنچه مقدر است البتّه واقع مىشود و آنچه مقدّر نيست البتّه واقع نمىشود پس مىرسد به او روح و مشاهده مىكند به عين يقين و خالص مىكردد مرتبه صبر او و متّصف مىشود به صفت رسل اولوالعزم مرتبهء سيّم به آنكه مشاهده مىنمايد به حق اليقين به آنكه حقّست كه تجلّى نمود بصور اعيان ازلا علما و باقتضاء ايشان خارجا پس ثقه و اعتماد بهم مىرسد او را بصحّت مكاشفه خود به آنكه لا مدخل للشّيطان فى مكاشفته مدخل ففرغ من التّلوّن و ثبت فى التمكّن و هى المقصود الحقيقى امّا تسليم قال اللّه تعالى
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
و آن اعلى مرتبه عوام ناس است و هريك از ناس كه به اين مرتبه نرسيده باشند داخل در تحت اهل ايمان واقعى نخواهد بود و اين سه مرتبه دارد اوّل آنكه تسليم نمايد تا جرح و ناخوشى در امر او بهم نرسد باختلاف وقايع و حوادث امور در عالم از آنچه عقول به حكمت و مصلحت و اسباب آن نمىتوانند رسيد مثل تخريب بعضى بلدان و تعمير بعضى آن و قحط و غلا و طاعون و و با و امراض و اسقام و غموم و آلام و تغييرات احوال از فقر و غنا و غير آنها خواه واقع در حق او و محبّان و خويشان و خواه در حق ديكران باشد اعمّ از آنكه وقايع بر صلحاء و اتقياء يا بر اشقياء و فجار عارض شود همه را صلاح و خير ايشان و خوداند مرتبهء دويّم تسليم نمودن حكم علم را بر حكم حال زيرا كه حكم حال در بعض مواد مخالف حكم علمست و اعلى مرتبه است پس تسليم نمودن ادنى نزد اعلى در عالم اعلى است نه در عالم ادنى يعنى در سر نفس و قلب نه در عالم اعضا و جوارح زيرا كه در عالم اعضا و جوارح حكم حال بايد كه تابع حكم علم باشد مرتبهء سيّم تسليم ما دون الحق الى الحقّ يعنى غير را لاشىء ديدن و كلّ رسوم و تعيّنات خلقيّه را معدوم و مضمحل در حقيقة واحده حق بيند مثل انعدام و اضمحلال هيئت يخ در وقت عروض حرارت نار بر آن و رجوع آن به هيئت آب مع تسليم رويت التّسليم الى الحق امّا قسم اخلاق ايضا بر ده قسم است اوّل صبر دويّم رضا سيّم شكر چهارم حيا پنجم صدق ششم ايثار هفتم خلق هشتم تواضع نهم فتوّت دهم انبساط امّا صبر قال اللّه تعالى
وَ اصْبِرْ وَ ما
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 245 | زين العابدين شيروانى