آنكه او توبه را ندم از ترك اوامر و ارتكاب نواهى فيما سبق مع ارتكاب اوامر و اجتناب از مناهى دانسته هرچند اين معنى حقّست امّا موافق اصطلاح متبادر بفهم توبه ندامتست از ترك اوامر و ارتكاب مناهى فيما سبق و عزم بر خلاف آن فيما بعد و متبادر از انابه التأسف على ترك الأمر و فعل النّهى فيما سبق مع الإقبال على الإطاعة و الاجتناب عن المعصية فى الحال و ما يستقبل است و باعتبار متبادر بفهم بودن بعد از توبه بيان انابه مىشود و بعد از آن محاسبه زيرا كه آن بعد از اقبال بر طاعتست و اجتناب از معصيت امّا انابه قال اللّه تعالى
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ
يعنى رجوع كنيد بسوى پروردكار خود با ندامت از تضييع عمر خود فيما مضى و طلب مغفرت نمائيد با عزم تمام بلا فتور و قصور و تسويف درانداختن كار خير از امروز به فردا بل من نفس الى نفس آخر چنان كه از حضرت امير المؤمنين ع بدين مضمون حديثى منقولست كه ابن آدم در ميان سه روز است يك روز كذشته و هر چيز كه كذشته او را عودى نخواهد بود و يك روز آينده و آن معلوم نيست كه در آنچه روى خواهد داد پس آنچه براى اوست همان روز است كه در اوست پس بايد كه آن را صرف طاعت نمايد و مضمون روايت ديكر بين ثلاثة انفاس نفس سابق مثل ديروز و نفس آينده مثل فردا و نفس الآن را مثل اليوم پس بايد كه نفس را ملاحظه نمايد كه ضايع نكردد و از مشايخ صوفيّه رضى اللّه عنهم مرويست كه سالك بايد كه هر نفس خود را احتمال نفس آخر دهد و تكلّم خود را احتمال آخر تكلّم نمايد و بقول لا إله الّا اللّه مشغول باشد كه كاه باشد كه اين نفس و تكلّم نفس و تكلّم آخر او باشد تا آنكه داخل باشد در آن حديث كه
من كان آخر قوله لا إله الّا اللّه دخل الجنّة
و مراتب ثلاثه نيز در اين مقام واقعست پس انابهء عوام به وجهيست كه كفته شد و از خواص مع ما قال ترك اسناد افعال به لا حول و قوّهء حق تعالى و اعتماد بر آن و از خاص الخاص ثبوت ما قيل فى المرتبتين مع عدم ملاحظة ذاته و الاعتراف بالعجز و التقصير چنانچه زبدهء انبياء ص فرموده
ما عرفناك حقّ معرفتك و ما عبدناك حقّ عبادتك
امّا المحاسبة قال اللّه تعالى
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ
يعنى اى جماعتى كه ايمان آوردهايد تقواى خدا پيشه كنيد و بايد كه نظر و ملاحظه كند نفس كه چه چيز پيش ارسال مىكند از براى فرداى خود پس هر نفس را بايد كه محاسبه و ملاحظهء افعال و اعمال و اقوال و جميع حركات و سكنات صادره از خود را نمايد زيرا كه فردا نمىرسد به او مكر آنچه كه امروز كرده ان كان خيرا فخير و ان كان شرّا فشرّ و حديث منقول
حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا
از اين حاصل نمىشود مكر به نظر دقيق و معرفت مكايد نفس و ايمن نبودن ازو در جميع اوقات بلا فتور و قصور و ملاحظه نعم غير متناهيه از جانب بارىتعالى و قصور شكر از عبد و بدانستن آنكه توفيق بر طاعت اعظم نعم است پس بر آن نيز شكر واجب و توفيق آن شكر نيز نعمت ديكر و على هذا القياس پس عبد هميشه مقصّر است هرچند طاعت ازو بيشتر صادر كردد از حدّ تقصير بيرون نمىرود و محاسبهء فرق ثلثه نيز بر آن قرار است پس عوام ملاحظه جميع ما صدر عنهم نمايند و اكر از ايشان مخالفتى صادر كردد به توبه و انابه تلافى و تدارك آن نمايند و خواص اكر كاهى نفس اسناد افعال به خود دهد از آن توبه نمايند و خاص الخاص نيز در كمين باشند كه اكر ايشان را نظر به انيت خود افتد فورا از آن نظر استغفار نمايند امّا تفكّر قال اللّه تعالى
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
يعنى نازل كردانيديم بر تو اى محمّد ص قرآن را آنكه بيان نمائى از براى مردمان آن چيز كه نازل شده براى ايشان تا شايد كه ايشان تفكّر در آن نمايند و مراد از بيان ما نزل اوامر و نواهى و ثمره مرتبه بر هريك از آنها در دنيا و آخرت و تفكّر در آن نمايند يعنى ملاحظه هريك از اوامر و نواهى و ثمره و فايده و ضرر آنها را نمايند و هركس آنچه ازو صادر مىشود بعد از بيان و ظهور حجّت باشد و در حديث يك ساعت تفكّر برابر يك سال عبادتست و در حديث ديكر يك ساعت تفكّر برابر شصت سال طاعتست و اين تفاوت باعتبار وقت در فكر و زيادتى عبرت و پند كرفتن متفكّر است